| تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی 48 تیمی برابر نیوزیلند، مصر و بلژیک به تساوی رسید و از مرحله گروهی حذف شد. با وجود شرایط خاص مسابقات و مشکلاتی که تیم ملی در طول رقابت ها با آن روبه رو بود، عملکرد این تیم را نمی توان فاجعه دانست اما در عین حال، این نتیجه نیز فاصله زیادی با یک عملکرد قابل قبول یا موفق داشت. اکنون چند هفته پس از پایان رقابت ها، هومن افاضلی در گفت وگویی درباره عملکرد تیم ملی توضیحاتی ارائه کرده که بخش مهمی از آن بر پایه اگر ها استوار است؛ واژه ای که سال هاست فوتبال ایران با آن زندگی می کند. افاضلی با اشاره به گل مردود شجاع خلیل زاده مقابل مصر گفت: اگر پای شجاع انحراف به بیرون نداشت و به داخل بود، ما صعود کرده بودیم. آیا می توان عملکرد یک تیم در سه مسابقه جام جهانی را به چند سانتی متر جابه جایی پای یک بازیکن تقلیل داد؟ اگر قرار باشد مبنای تحلیل، فرضیات باشد، می توان ده ها اگر دیگر هم مطرح کرد؛ اگر نیوزیلند از فرصت هایش استفاده می کرد، اگر مصر در دقایق پایانی گل می زد یا اگر بلژیک از موقعیت های خود بهره می برد. فوتبال حرفه ای بر اساس آنچه رخ داده قضاوت می شود، نه بر پایه اتفاقاتی که می توانست رخ دهد. دستیار امیر قلعه نویی همچنین در واکنش به انتقادها گفت: چه کسی گفته تیم نتیجه نگرفته؟ این را من قبول ندارم. ما تنها تیمی هستیم که در تاریخ ایران نباختیم. در فوتبال نباختن به خودی خود موفقیت محسوب نمی شود. معیار اصلی در تورنمنتی مانند جام جهانی، صعود از مرحله گروهی است. تیمی که با سه تساوی حذف می شود، فارغ از اینکه شکستی را تجربه نکرده، به هدف اصلی خود نرسیده است. حتی از منظر فنی نیز اگر ایران برابر نیوزیلند به پیروزی می رسید، مقابل مصر مساوی می کرد و حتی برابر بلژیک شکست می خورد، از گروهصعود می کرد. در چنین شرایطی، یک برد، یک تساوی و یک باخت ارزشمندتر از سه تساوی بود. بنابراین، تأکید بر شکست نخوردن زمانی معنا پیدا می کند که در کنار آن، نتیجه مورد انتظار نیز حاصل شده باشد. افاضلی درباره میانگین سنی بالای تیم ملی نیز گفت: جام ملت ها و جام جهانی جای تجربه درست کردن نیست. هیچ تیمی در میانه جام جهانی به دنبال آزمون و خطا نیست اما پرسش اساسی اینجاست که اگر این رقابت ها محل تجربه اندوزی نیستند، چرا در سال های قبل از جام جهانی نیز روند جوانگرایی با جدیت دنبال نشد؟ کادرفنی تیم ملی طی دو سال فرصت حضور در دیدارهای دوستانه، فیفادی ها و مسابقات مقدماتی را در اختیار داشت تا نسل جدید را به تدریج وارد چرخه ملی کند اما در نهایت، تیم ملی با یکی از بالاترین میانگین های سنی خود راهی جام جهانی شد. این اتفاق در شرایطی افتاد که امیر قلعه نویی پس از شکست در نیمه نهایی جام ملت های آسیا عنوان کرد که از حالا پروژه جوان گرایی آغاز شد اما این وعده تنها در حد حرف باقی ماند و در جام جهانی شاهد دعوت نمایشی از امیرمحمد رزاق نیا و دانیال ایری به عنوان دو بازیکن جوان بودیم تا به جای پیرترین تیم جام، دومین تیم پیر جام لقب بگیریم. پس مشکل از جام جهانی نیست؛ مشکل به سال های قبل از آن بازمی گردد. افاضلی همچنین درباره فرصت دادن به بازیکنان جوان گفت: قبل از جام جهانی کسی به جوان بها نمی دهد، سیکل بعدی بعد از جام ملت هاست. اگر این نگاه مبنای تصمیم گیری باشد، معنایش آن است که هر نسل از بازیکنان باید سال ها در انتظار پایان یک تورنمنت بزرگ بمانند تا شاید فرصت حضور پیدا کنند. فوتبال مدرن اما چنین مسیری را طی نمی کند. بسیاری از تیم های موفق جهان، جوانگرایی را از دل مسابقات رسمی و بازی های مهم آغاز می کنند تا در زمان رسیدن به جام جهانی، بازیکنان جوان دیگر بی تجربه نباشند. نگاهی به روند سنی تیم ملی در یک دهه گذشته نیز این ادعا را به چالش می کشد. ایران در جام جهانی 2014 با میانگین سنی 28 سال به میدان رفت اما از همان دوره، روند ورود نسل جدید آغاز شده بود. یک سال بعد و در جام ملت های آسیا 2015، میانگین سنی تیم به 27.4 سال رسید و بازیکنانی چون سعید عزت اللهی (19 سال)، سردار آزمون (21 سال)، مهدی ترابی (21 سال)، علی کریمی (22 سال)، میلاد محمدی (22 سال)، حسین کنعانی زادگان (22 سال) و علیرضا بیرانوند (23 سال) در تیم ملی حضور داشتند و به تدریج تجربه بین المللی کسب کردند. این روند در جام جهانی 2018 نیز ادامه یافت؛ جایی که میانگین سنی فهرست نهایی ایران به 26.7 سال رسید و تیم ملی به عنوان هفتمین تیم جوان مسابقات شناخته شد. همان تیم در گروهی دشوار با اسپانیا، پرتغال و مراکش چهار امتیاز کسب کرد و بهترین عملکرد تاریخ ایران در ادوار جام جهانی را به ثبت رساند. با این حال، کادرفنی فعلی پس از جام ملت های آسیا 2023 نیز فرصت کافی داشت تا در فیفادی ها، مسابقات مقدماتی و دیدارهای دوستانه، روند انتقال نسل را آغاز کند و حاصل آن را در جام جهانی 2026 ببیند. به همین دلیل این پرسش مطرح می شود که اگر آن فرصت برای جوانگرایی کافی نبود، چه تضمینی وجود دارد که این بار پس از جام ملت های آسیا نیز همین وعده به سرنوشت دوره قبل دچار نشود؟ شاید این کادرفنی در جام ملت های آینده نیز با همین رویکرد به دنبال کاهش ریسک و کسب نتیجه باشد، اما پرسش مهم تر آینده فوتبال ایران است. نتیجه گرایی اگر با برنامه ریزی برای ساختن نسل بعد همراه نباشد، تنها زمان را به تعویق می اندازد و هزینه آن را بازیکنانی می پردازند که بهترین سال های فوتبالشان بدون فرصت حضور در تیم ملی سپری می شود. شاید هیچ نسلی برای همیشه در تیم ملی نماند و هیچ کادرفنی نیز دائمی نباشد، اما نگاه مدیریتی و فنی می تواند سال ها بر آینده فوتبال یک کشور اثر بگذارد. تا زمانی که موفقیت با توجیه نتیجه و ساختن دستاورد از حذف شدن تعریف شود، فاصله فوتبال ایران با استانداردهای روز جهان نه کمتر، بلکه بیشتر خواهد شد. |