| راز قتل جوانی که در روزهای نخست تیرماه در شهرک غرب کشته شد، پس از چند هفته تحقیقات پلیسی و قضایی برملا شد. به گزاش سایت جنایی، این ماجرای خونین حوالی ساعت 11 شب ششم تیر ماه جاری آغاز شد؛ زمانی که تماس هایی با مرکز فوریت های پلیسی 110 از وقوع یک مرد خون آلود خبر داد. ماموران کلانتری پس از حضور در محل با مرد جوانی روبه رو شدند که بر اثر اصابت ضربه چاقو به شدت زخمی شده بود. پس از آن مرد مجروح بلافاصله به بیمارستان منتقل شد، اما تلاش پزشکان برای نجات جانش بی نتیجه ماند و مرد جوان بر اثر شدت جراحات جان باخت. به این ترتیب پرونده وارد مرحله تحقیقات جنایی شد و در همان دقایق نخست، تعدادی از ساکنان محل به ماموران گفتند پیش از آنکه مردم در خیابان جمع شوند، صدای زنی را شنیده اند که با فریادهای بلند آی دزد، آی دزد از مردم درخواست کمک می کرد. همین موضوع در ابتدای تحقیقات این فرضیه را به وجود آورد که مقتول هنگام سرقت تلفن همراه یک زن با مقاومت مردم یا فردی ناشناس روبه رو شده و در جریان آن هدف ضربه چاقو قرار گرفته است. بررسی های اولیه کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران خیلی زود نخستین ابهام را آشکار کرد. با وجود جست وجوی دقیق صحنه و تحقیقات میدانی، مشخص شد هیچ تلفن همراه سرقت شده ای در اختیار مقتول نیست. از سوی دیگر، شاهدانی که در محل حضور داشتند نیز به ماموران گفتند تنها صدای فریادهای آی دزد را شنیده اند و هیچ کدام ندیده اند مقتول تلفنی در دست داشته باشد یا گوشی زنی را ربوده باشد. آنها همچنین گفتند در شلوغی ایجادشده ناگهان مرد جوان را خون آلود روی زمین دیدند، اما کسی متوجه نشده چه فردی ضربه چاقو را وارد کرده است. همین تناقض ها باعث شد بازپرس پرونده دستور شناسایی و احضار زنی را صادر کند که فریاد کمک سر داده بود. این زن پس از شناسایی در نخستین بازجویی ها مدعی شد هنگام صحبت با تلفن همراه، مرد جوانی که هرگز او را ندیده و نمی شناخته، ناگهان به سمتش حمله کرده، گوشی تلفن همراهش را ربوده و فرار کرده است. او نیز با فریاد از مردم درخواست کمک کرده و از آن لحظه به بعد نمی داند چه اتفاقی رخ داده و چه کسی به مرد جوان چاقو زده است. با این حال، تحقیقات پلیسی و بررسی سوابق مقتول، این روایت را با تردیدهای جدی روبه رو کرد. کارآگاهان در بررسی تلفن های همراه، ارتباطات و محل کار دو طرف دریافتند زن و مقتول نه تنها غریبه نبودند، بلکه مدتی در یک رستوران با یکدیگر همکار بودند. پس از به دست آمدن این سرنخ، زن بار دیگر احضار شد و این بار وقتی با اسناد، مدارکی روبرو شد که تناقض های موجود در گفته هایش را فاش می کرد، روایت متفاوتی از ماجرا ارائه داد. او گفت: از مدت ها قبل در یک رستوران مشغول کار بودم. مقتول هم بعد از مدتی به همان رستوران آمد و همکارم شد. من به خاطر اختلاف هایی که با همسرم داشتم، گاهی با او درد دل می کردم و کم کم ارتباط تلفنی و پیامکی بین ما شکل گرفت. اما وقتی احساس کردم همکارانمان از این ارتباط باخبر شده اند و ممکن است داستان ناخوشایندی پیش آید، تصمیم گرفتم رابطه را تمام کنم. زن ادامه داد: هرچه به مقتول گفتم دیگر با من تماس نگیرد، قبول نمی کرد. حتی شماره تلفن همسرم را از داخل گوشی من پیدا کرده بود و برای او پیام فرستاد و مدعی شد با من ارتباط دارد. من برای اینکه زندگی ام از هم نپاشد، به شوهرم گفتم او دروغ می گوید و به خاطر اختلاف کاری قصد دارد برایم دردسر درست کند. به گفته این زن، همسرش حرف های او را پذیرفت، اما پسرش پس از اطلاع از این موضوع به شدت عصبانی شد و اصرار کرد با مرد جوان قرار ملاقات بگذارد تا با او صحبت کند. زن هم ناچار شد به خواسته پسرش تن دهد و با مقتول قرار ملاقات بگذارد. او در ادامه اعترافاتش گفت: روز حادثه و دقایقی قبل از چاقو خوردنش در خیابان با او ملاقات کردم و گفتم بهتر است هر کدام دنبال زندگی خودمان برویم و این ارتباط تمام شود. همان موقع آن پسر گوشی من را از دستم کشید تا با خط خودم به شوهرم پیام بدهد. همان موقع من هم فریاد زدم "آی دزد، آی دزد"، همان موقع مقتول که گوشی را از دستم گرفته بود، چند لحظه بعد دوباره آن را به من برگرداند، همان موقع هم پسرم طبق نقشه از راه رسید. این در حالی بود که مقتول شروع به دویدن کرد و پسرم هم دنبالش می دوید، مردم هم به دنبال او رفتند، چون تصور کردند واقعا سارق است. زن گفت: در آن شلوغی دیگر متوجه نشدم چه اتفاقی افتاد. بعداً پسرم به من گفت در ازدحام جمعیت به آن مرد مزاحم چاقو زدم و با استفاده از فرصت فرار کردم. در ادامه تحقیقات، ماموران دریافتند پسر این زن پس از حادثه از محل زندگیش گریخته و مدتی در خانه خاله اش در شرق تهران مخفی شده است. به همین دلیل با دستور بازپرس محمدی تحت تعقیب قرار گرفت تا اینکه چند روز قبل مخفیگاهش را شناسایی و او بازداشت کردند. متهم جوان پس از انتقال به پلیس آگاهی، ضمن تایید اظهارات مادرش، به وارد کردن ضربه چاقو اعتراف کرد و گفت: وقتی فهمیدم این مرد برای مادرم مزاحمت ایجاد کرده و برای پدرم پیام فرستاده، تصمیم گرفتم او را بترسانم تا دیگر سراغ مادرم نیاید. قصد کشتن او را نداشتم و فقط می خواستم تنبیه اش کنم، برای همین در شلوغی با چاقو ضربه ای زدم و بعد فرار کردم، اما بعد فهمیدم که او مرده است. در حال حاضر مادر و پسر با دستور بازپرس محمدی در بازداشت به سر می برند و تحقیقات برای روشن شدن تمامی ابعاد این پرونده، بررسی دقیق انگیزه ها، نقش احتمالی افراد دیگر و تکمیل تحقیقات همچنان ادامه دارد. |