| پس از تفاهم اسلام آباد ، امیدهایی نسبت به کاهش تنش میان تهران و واشنگتن در محافل سیاسی شکل گرفت، اما مجموعه تحولات ماه های گذشته نشان می دهد که سایه تقابل همچنان بر دیپلماسی سنگینی می کند. اختلاف بر سر اجرای دقیق تعهدات، بن بست در پرونده هسته ای، افزایش تحرکات نظامی پیرامون تنگه هرمز و تشدید مواضع متقابل، بار دیگر چشم انداز هرگونه توافق پایداری را با تردیدهای جدی روبه رو کرده است. به گزارش فرارو، در شرایط کنونی، این پرسش بنیادین بیش از هر زمان دیگری در محافل رسانه ای و تصمیم گیری مطرح است که آیا تفاهم اخیر صرفاً یک آتش بس تاکتیکی برای مدیریت تنش ها پیش از انتخابات پیش روی کنگره آمریکاست، یا می تواند روزنه ای برای بازگشت به میز مذاکرات جامع تر باشد؟ احسان موحدیان، پژوهشگر و تحلیلگر مسائل بین الملل، در گفت وگو با فرارو از غلبه منطق نظامی بر دیپلماسی و تداوم بی اعتمادی عمیق میان تهران و واشنگتن سخن گفته و چشم انداز روابط دو کشور را در ماه های آینده به شدت پرتنش ارزیابی کرده است. آینده دیپلماسی و استراتژی واشنگتن فرارو: با توجه به روند تحولات پس از تفاهم اسلام آباد، آیا باید پایان مسیر مذاکره بین ایران و آمریکا را اعلام کرد و تنها گزینه در دسترس را تصادم نظامی دانست، یا همچنان می توان به روزنه های دیپلماسی امیدوار بود؟ احسان موحدیان: آنچه از رفتار واشنگتن استنباط می شود این است که آمریکا، امضای این تفاهم را صرفاً به عنوان یک فضای تنفس و توقف تاکتیکی در نظر گرفته است. چارچوب ذهنی دولت فعلی ایالات متحده بر این مبنا استوار است که با ایجاد وقفه در میدان نبرد، علاوه بر پر کردن ذخایر انرژی خود و جلوگیری از افزایش قیمت بنزین برای مهار نارضایتی های داخلی، فرصتی برای بازسازی ظرفیت هایش جهت آغاز دور جدیدی از فشارها علیه ایران فراهم کند. با توجه به موضع گیری های اخیر مقامات آمریکایی، رسیدن به یک توافق جامع چشم انداز روشنی ندارد و حتی خوش بین ترین تحلیلگران داخلی نیز امید خود را به روند فعلی از دست داده اند. ایالات متحده تاکنون دو بار حین مذاکره و درست در زمانی که به توافق نهایی نزدیک شده بودیم، به ایران حمله کرده است. این بار نیز پس از امضای تفاهم، واشنگتن گام به گام در مسیر نقض بندهای توافق حرکت کرده است. هدف آمریکا اخلال در مدیریت ترتیبات امنیتی تنگه هرمز، سنگ اندازی در روند آزادسازی اموال بلوکه شده ایران و تلاش برای مهار نفوذ منطقه ای محور مقاومت در یمن، لبنان و سایر جبهه هاست. تله تنش مستمر و خطای محاسباتی از دیدگاه ایالات متحده، این توافق در واقع تله ای است تا با ایجاد یک وقفه، نارضایتی های ناشی از فشارهای اقتصادی در داخل ایران تشدید شود و واشنگتن بتواند در وضعیت نه جنگ گسترده و نه صلح ، فشارهای نظامی و اقتصادی را تداوم بخشد. اما نکته کلیدی اینجاست که آمریکا در این راهبرد دچار سوءمحاسبه خطرناکی شده است. تداوم این رفتار می تواند به یک بحران غیرقابل کنترل و ناگهانی منجر شود، چرا که ایران به وضوح نشان داده تسلیم این خواسته ها نخواهد شد. ادامه وضعیت تنش نظامی و آسیب به زیرساخت های جوب ایران، می تواند از چیزی که هست گسترده تر شود و یک وضعیت خطرناک ایجاد کند. آمریکایی ها فکر می کنند اگر بخشی از زیرساخت های ایران را بزنند ایران می ترسد و اراده پاسخگویی خود را از دست می دهد. آمریکایی ها تصور می کنند با تهدید زیرساخت ها، اراده پاسخگویی تهران تضعیف می شود. با این حال، ایران همواره در شرایط بحرانی، انگیزه و قاطعیت بیشتری برای ایجاد هزینه متقابل نشان داده است. رفتارهای اخیر آمریکا پای بازیگران دیگری را هم به میان کشیده و زیرساخت های واشنگتن در منطقه را آسیب پذیرتر کرده است. وضعیت باب المندب و تاثیر آن بر کانال سوئز، شرایط لجستیکی بسیار دشواری را برای غرب و متحدانش رقم زده است. از سوی دیگر، صحبت های ترامپ مبنی بر دریافت عوارض 20 درصدی در تنگه هرمز، عملاً راهبرد قانونی و امنیتی ایران برای تامین امنیت آبراه ها را تایید و تقویت می کند. در نهایت، تهران به این جمع بندی رسیده است که در صورت تداوم رویکرد فعلی آمریکا، عملا ایران را به این نتیجه می رساند که چیزی برای از دست دادن ندارد و مذاکره نیز ارزش خود را برای ایران به طور کامل از دست می دهد. فضا نیز نظامی تر و درگیری ها گسترده تر خواهد شد. تا زمانی که آمریکا تصور می کند با گزینه نظامی می تواند از ایران امتیاز بگیرد، صلحی را نمی توان متصور بود. حضور میانجی ها نیز مانع از افزایش فشارها نمی شود. با این وضع، با غلبه منطق نظامی بر منطق سیاسی، درگیری ها افزایش پیدا می کند. پرونده هسته ای و امنیت تنگه هرمز فرارو: سرنوشت دو پرونده حساس تنگه هرمز و برنامه هسته ای چه خواهد شد؟ آیا ایالات متحده برای تحمیل خواسته های خود مجدداً به اهرم های نظامی متوسل می شود؟ احسان موحدیان: مسئله تنگه هرمز صرفاً به ترانزیت کالا و انرژی محدود نمی شود. کنترل و حفظ امنیت تنگه هرمز، اصلی ترین ابزار بازدارندگی و اهرم فشار استراتژیک ایران در برابر مزاحمت های آمریکاست. بر اساس بند 5 تفاهمنامه، ترتیبات امنیتی این آبراهه در اختیار ایران است و هیچ حق مداخله ای برای کشورهای فرامنطقه ای تعریف نشده است. تلاش های واشنگتن برای ایجاد سازوکارهای موازی، در واقع تقلایی است تا این اهرم راهبردی را از دست تهران خارج کند. به همین دلیل است که آمریکا برای پیشبرد این محاصره، سایت های ساحلی و مراکز فرماندهی را هدف تحرکات خود قرار می دهد. طبیعتاً ایران هرگز نمی پذیرد که اهرم تنگه هرمز را واگذار کند و با قدرت ایستادگی خواهد کرد. واکنش های ایران در این زمینه روزبه روز قاطع تر می شود و در آخرین مرحله نیز کشتی های اماراتی را هدف گرفتند. همان قدر که تهران روی امنیت تنگه هرمز حساسیت دارد، در قبال پرونده هسته ای نیز کوتاه نخواهد آمد. ایران نه تن به بازرسی های فراپادمانی و غیرمنطقی می دهد و نه اجازه خروج اورانیوم غنی شده 60 درصدی را صادر می کند. متاسفانه آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز رویکردی کاملاً دوگانه اتخاذ کرده است. در حالی که آژانس در سال 1360 حمله اسراییل به تاسیسات اتمی عراق را محکوم کرد، در برابر حمله اخیر به مراکز هسته ای ایران حتی به صدور یک بیانیه محکومیت ساده نیز بسنده نکرد. بنابراین، ایران چرخه سوخت هسته ای خود را با قاطعیت حفظ کرده و از مواضع اصولی اش عقب نشینی نخواهد کرد. چشم انداز مناقشات منطقه ای فرارو: ماهیت تقابل های آینده چگونه خواهد بود؟ آیا با یک جنگ فرسایشی روبه رو هستیم یا درگیری های مقطعی و تکرارشونده رخ خواهد داد؟ احسان موحدیان: واشنگتن در مقطع کنونی لزوماً به دنبال حرکت به سمت یک جنگ تمام عیار نیست. در پیش بودن انتخابات کنگره، کاهش سطح ذخایر استراتژیک این کشور و حتی شرایط جغرافیایی و فصل گرما، مانع از شکل گیری یک نبرد گسترده می شود. جامعه بین المللی نیز به شدت نگران تبعات اقتصادی چنین جنگی است. با این حال، برخی بازیگران منطقه ای با وجود ادعای میانجی گری، از شعله ور شدن مجدد درگیری ها استقبال می کنند و نقش مخرب اسراییل را در تحریک تنش ها نمی توان نادیده گرفت. ادراک استراتژیک تهران این است که تداوم وضعیت فرسایشی فعلی، می تواند به از دست رفتن امکان امتیازگیری محدود منجر شود. بنابراین اگر شرایط تغییر نکند، احتمال تشدید مقطعی تنش ها بسیار بالاست. در سناریوهای آینده، احتمالاً بازیگران بیشتری درگیر مناقشه خواهند شد. اسراییل همچنان در جنوب لبنان به دنبال تضعیف محور مقاومت است. از سوی دیگر، ترامپ با تهدید سوریه و جولان، تلاش می کند جبهه های جدیدی را تحریک کند و رویکردهای ترکیه در چارچوب ناتو نیز برای منافع ایران سازنده نیست. به طور خلاصه، صف بندی ها شفاف تر و لحن ها تندتر شده و انتظار می رود در آینده شاهد تشدید قابل توجه تنش های نقطه ای و تقابل های چندلایه باشیم. منبع: فرارو |