| جعفر گلابی در یادداشتی در روزنامه اعتماد به بررسی اهداف آمریکا از لغو تفاهمنامه اسلام آباد پرداخت. در بخشی از این یادداشت آمده است: تفاهمنامه ایران و امریکا الگوی بسیار خوبی برای خاتمه جنگ و سنگین شدن کفه دیپلماسی در منازعه موجود بود. متاسفانه امریکا بازهم نقض عهد کرد و حتی اجازه نداد که در بازه زمانی 60 روزه مندرج در بندهای تفاهم، گفت وگوها به نتایج نهایی برسند و راه برای حل اختلافات دیگر باز شود. اگر در مورد رییس جمهور امریکا حسن ظن برخی سیاسیون. داخلی را کنار بگذاریم به عبارتی می توان مشکوک بود که تمام رفت و آمدهای فشرده در اسلام آباد و ژنو یک بازی از پیش تعیین شده برای خرید زمان بود تا بازی های جام جهانی فوتبال به پایان برسد و کاخ سفید طرح های نظامی جدید خود علیه ایران از جمله احتمال حمله زمینی را تدوین و مقدمات عملی آنها را فراهم کند. شاید حتی میانجی ها هم از قصد نهایی ترامپ مطلع بوده اند و اجبارا نقش خود را بازی کرده اند تا از این طریق هم بخت خود را بیازمایند و هم وجهه بین المللی برای کشور خویش بسازند. وقتی پای تمامیت ایران در میان است در دنیای بی رحم کنونی باید همه احتمالات را در نظر بگیریم و خصوصا سوابق خدعه ها و نیرنگ های اغیار را فراموش نکنیم. افزون بر نقض های دیگر تفاهمنامه اسلام آباد مهم ترین بدعهدی امریکا ایجاد یک مسیر تردد در جنوب تنگه هرمز برای کشتی ها بود. مطابق تفاهمنامه اساسا نیازی به ایجاد یک کریدور اختصاصی وجود نداشت چرا که مطابق با توافق صورت گرفته تنگه هرمز حداقل برای 60 روز باز بود و ایران حتی عوارضی از کشتی ها نمی گرفت. سیاسیون منتقد باید پاسخ دهند که ایران چه کار باید می کرد؟ اجازه دادن به امریکا برای ایجاد یک رویه عجیب و کاملا تحریک کننده اوضاع تنگه هرمز را حتی از زمان پیش از جنگ 40 روزه بدتر می کرد و تثبیت چنین وضعی کل تفاهمنامه را بلاموضوع و این اهرم بزرگ را از دست ایران می ستاند. مهم تر آنکه با استمرار حاکمیت بلاوجه و جدید امریکا بر بخشی از تنگه هرمز و خلاص شدن ترامپ از فشارهای داخلی و خارجی امکان فروپاشی تفاهمنامه بیشتر می شد. در چنین شرایطی کاخ سفید از اجرای همه تعهدات خود بی نیاز می شد و ما می ماندیم با تنگه ای که ترامپ طمع درآمدزایی از آن دارد و حتی خیال تغییر نام آن را در سر می پروراند و همچنین تحریم ها و مطالبات امریکا در پرونده هسته ای و زیاده خواهی راجع به توان دفاعی ایران و... اتفاقا با این اوصاف با پیروزی بزرگ واشنگتن در تنگه هرمز امکان وقوع جنگ برای رسیدن امریکا به دیگر خواسته های خود بیشتر می شد. واقعیت آن است که امریکا حداقل در حال حاضر خواستار تفاهم و توافق نیست و این معنا را بارها ثابت کرده است، چنانچه وزیر خارجه عمان میانجی دور اول مذاکرات ایران و امریکا پیش از جنگ 12 روزه با همه محدودیت هایی که دارد اشاره مهمی راجع به نزدیک بودن توافق و آغاز ناگهانی و بی دلیل جنگ دارد. پیداست که امریکا جز به یک پیروزی بزرگ و نمایش قدرت نمی اندیشد و مسلما ترجیح می دهد این موفقیت را بدون هزینه های سنگین جنگ و پای میز مذاکره به دست آورد. البته راه مقابله با این ترفند ترک مذاکره از سوی ایران نیست ولی بسنده کردن به گفت وگو با شخصی مثل ترامپ و ایجاد تلقی نیاز تهران به صلح تصور تحمیل تسلیم بی قید و شرط را در ذهن او به شدت تقویت می کند. آری ما در وضعیتی سخت و بغرنج و پیچیده و خسارت بار قرار گرفته ایم و اگر نمی خواهیم ایران همه چیزش را از دست بدهد راهی جز صبر و تدبیر و انسجام و از همه مهم تر حفاظت از جبهه داخلی نداریم. متاسفانه برخی از سیاستمداران حساسیت بالایی نسبت به خطرات موجود برای کیان ایران ندارند چنانچه اگر به نوشته هایشان طی یک سال گذشته مراجعه شود بسیاری از امور دیگر را در اولویت قرار می دهند و در اوج جنگ و هنگامی که شهرهایمان زیر بمباران های وحشیانه قرار داشت مغفول ماندن فلان اصل قانون اساسی را مورد اعتراض قرار می دهند! واقعیت آن است که اکنون دفع شرور اسراییل و امریکا از سر ایران مساله برخی از مدعیان روشنفکری نیست، بعضا لوازم ضروری شرایط جنگی و بسیج همه امکانات مادی و معنوی و انسانی علنا نفی می شود و دفاع از کشور در عمل و سخن برخی از مخالفان و منتقدان و حتی بعضی از مسوولیت داران سابق در حاشیه قرار می گیرد!خوب نیست در اینجا با اسم و رسم بنویسیم که چه کسانی چه ها گفتند و نوشتند و می نویسند و چگونه تا طعنه زدن به حرکت های اصیل مردمی و بی اعتنایی به سلحشوری نیروهای مسلح و کارستان بزرگ مسوولان در تمهید معیشت مردم پیش می روند! چه خوب است که تاریخ هست و همه چیز را می نویسد و آیندگان را به قضاوت وامی دارد.بدون کوچک ترین تردیدی امروز دفاع از کشور و اتحاد حداکثری پیرامون آن از ضروریات بدیهی برای هر شهروند ایران دوست است و اگر کسی با انواع روش ها و اشارت و تحت عناوین زیبا و تحلیل های رندانه ساز دیگری می زند تمامیت ارضی و امنیت ملی و ایمنی مردم برایش از اهمیت ضروری برخوردار نیست. |