| به نقل از اطلاعات آنلاین، تلویزیون دولتی CCTV News روز چهارم آگوست فیلمی پخش کرد که به نظر می رسد یک بمب افکن H-6N نیروی هوایی ارتش چین را نشان می دهد که یک موشک بالستیک پرتاب هوایی Jinglei-1 را حمل می کند، در حالی که دست کم دو جنگنده رادارگریز J-20 آن را اسکورت می کنند. فراتر از افشای خود موشک، تصاویر نشان می دهد پکن در حال توسعه یک معماری پرتاب محافظت شده برای بازدارندگی هسته ای هوابرد خود است، قابلیتی که می تواند شناسایی، رهگیری و برنامه ریزی تشدید تنش آمریکا و متحدانش را در سراسر اقیانوس هند و اقیانوس آرام پیچیده کند. این فیلم نشان می دهد که چین ممکن است قصد داشته باشد بمب افکن های دوربرد را با اسکورت جنگنده های رادارگریز ادغام کند تا بقای ماموریت های حمله راهبردی را بهبود بخشد و تنها به H-6N تکیه نکند. اگر این رویکرد به صورت عملیاتی اجرا شود، یک لایه هوابرد انعطاف پذیرتر به سه گانه هسته ای چین می افزاید و سیگنال های راهبردی را تقویت می کند و در عین حال بازتاب دهنده تغییر گسترده تر به سمت استخدام نیروهای یکپارچه و چنددامنه ای است. گزارش های رسمی از پکن، Jinglei-1 را یک موشک دوربرد هواپایه شناسایی و آن را بخشی از سه گانه هسته ای زمینی، دریایی و هوایی چین معرفی کرده است. اطلاعات موجود در دسترس عموم، برد، سامانه پیشران، پیکربندی کلاهک، اندازه موجودی یا وضعیت هشدار عملیاتی آن را تأیید نمی کند. حتی با وجود این عدم قطعیت ها، جفت کردن Jinglei-1 با H-6N با قابلیت سوخت گیری هوایی، به چین یک گزینه راهبردی برای پرتاب موشک می دهد که ویژگی هایی دارد که برای سیلوهای موشکی ثابت یا زیردریایی های حامل موشک بالستیک در دسترس نیست. این بمب افکن می تواند بین پایگاه های هوایی پراکنده شود، در طول بحران تغییر موقعیت دهد، به سمت محور پرتاب دیگری هدایت شود یا قبل از پرتاب سلاح فراخوانده شود. در سه گانه هسته ای چین، بعید است بخش هوایی با آمادگی و مقیاس نیروی موشکی زمینی یا پنهان کاری زیردریایی های حامل موشک بالستیک مطابقت داشته باشد. ارزش متمایز آن در انعطاف پذیری، دید و کنترل سیاسی نهفته است و به پکن ابزاری درجه بندی شده برای سیگنال دهی راهبردی و همچنین یک پلتفرم پرتاب هسته ای متحرک می دهد. اندازه این سلاح همچنین محدودیت های این مفهوم را آشکار می کند. حمل خارجی احتمالاً باعث افزایش مقاومت آیرودینامیکی، کاهش انعطاف پذیری مانور و افزایش رد راداری بمب افکن می شود. جینگلی-1 ممکن است به H-6N اجازه دهد سلاح خود را از فاصله دور رها کند، اما این هواپیما را به یک بمب افکن رادارگریز نفوذی تبدیل نمی کند. بقای این بمب افکن به رسیدن به یک خط پرتاب محاسبه شده قبل از اینکه ایالات متحده یا نیروهای متحد بتوانند آن را رهگیری کنند، بستگی دارد. آن خط پرتاب با توجه به برد هنوز تأییدنشده موشک، موقعیت و اولویت هدف تعیین شده، وضعیت سوخت بمب افکن، در دسترس بودن تانکر، گشت های هوایی رزمی طرف مقابل و انعطاف پذیری شبکه فرماندهی و کنترل چین شکل می گیرد. این ماموریت لزوماً مستلزم ورود H-6N به حریم هوایی بسیار محافظت شده نیست. هدف آن نزدیک شدن به اندازه کافی برای رهاسازی جینگلی-1 در عین ماندن در یک کریدور محافظت شده است. ایجاد این کریدور مستلزم یک معماری حمله گسترده تر شامل جنگنده های J-20، تانکرها، هواپیماهای هشدار اولیه هوابرد، سکوهای جنگ الکترونیکی، حسگرهای زمینی و ارتباطات امن است. این شبکه پشتیبانی می تواند جنگنده های متخاصم و هواپیماهای فرماندهی هوابرد را در فاصله کافی نگه دارد تا H-6N از خط پرتاب خود عبور، موشک را رها و عقب نشینی کند. این امر همچنین یک چالش جدی در مدیریت تشدید تنش ایجاد می کند، زیرا همان آرایش بمب افکن، سوخت رسان و جنگنده می تواند از عملیات متعارف، سیگنال دهی هسته ای یا یک حمله راهبردی واقعی پشتیبانی کند. فرماندهان ایالات متحده و متحدان ممکن است زمان محدودی برای تعیین هدف خود در طول یک درگیری منطقه ای داشته باشند، در حالی که حملات به سوخت رسان های پشتیبانی کننده یا هواپیماهای فرماندهی می تواند توسط پکن به عنوان تلاشی برای تضعیف بخش هوابرد سه گانه هسته ای خود تفسیر شود. جینگلی-1 یک عامل بازدارنده آسیب ناپذیر ایجاد نمی کند، اما به چین یک گزینه راهبردی انعطاف پذیرتر می دهد که اثربخشی آن به شبکه ای پیچیده و بالقوه آسیب پذیر از دارایی های پشتیبانی بستگی دارد. |