| به نقل از تجارت ایده ال، داده های پنج ماهه اول 1405، تفاوت عملکردی این دو خودروساز را در شرایط جنگ_تحریمی مشابه عمیق تر کرده و ضرورت خصوصی سازی سایپا را از یک مطالبه نظری به یک اضطرار اقتصادی برای جلوگیری از “فروپاشی مالی” تبدیل کرده است…مدیریت دولتی در سایپا اکنون به پاشنه آشیلی تبدیل شده که نه تنها قدرت رقابت را از خودروساز بزرگ ایران گرفته، بلکه: الف: با تکیه بیش ازحد مدیریت دولتی بر منابع عمومی ب: و بی توجهی به ارتقای بهره روی”فرصت های توسعه” را می سوزاند… وقتی در یک بنگاه بزرگ اقتصادی، مدیریت و مالکیت “واقعی” نباشد، هزینه ناکارآمدی و زیان های انباشته به جای “مدیرِ دولتی”؛ بر دوش منابع عمومی_زنجیره تأمین_مردم افتاده و سنگینی می کند، اتفاقی که در سایپا روی داده است. مدیریت دولتی؛ تله ناکارآمدی و بحران انگیزشی مدیریت دولتی در سایپا، کلافی سردرگم از “ناکارآمدی و تضاد منافع” است. تجربه نشان داده است که در این ساختار، بهره وری به پایین ترین سطح ممکن سقوط می کند. مشکل اصلی اینجاست که در نظام مدیریت دولتی، قید بودجه سخت وجود ندارد و مدیر در مقام یک “کارگزارِ غیرمالک”: الف: دغدغه و انگیزه ی حذف هزینه های زاید ب: افزایش بهره روی و تلاش برای رشد و ارتقای بنگاه را ندارد. دیده شده که برخی از این مدیران بعضا به جای تلاش ملی، به دنبال تامین منافع فردی و گروهی خود در این بنگاه ها می روند!در این مدل مدیریتی، چند چالش بنیادی وجود دارد:1. فقدان دغدغه نسبت به اموال عمومی: مدیر دولتی خود را در برابر افت ارزش دارایی ها و زیان های انباشته، مسئولِ مستقیم نمی داند. او دغدغه ی حفاظت از اموال دولت را به معنای واقعی کلمه ندارد، چرا که شکست بنگاه، شکست شخصی او محسوب نمی شود.2. نبود انگیزه ی تحول: مدیر در ساختار دولتی، انگیزه ای برای به آب و آتش زدن جهت احیای شرکت و گذار از بحران ندارد. در واقع، چون امنیت شغلی و منافع او به سودآوری بنگاه گره نخورده است، جسارت لازم برای اصلاحات ساختاری وجود ندارد.3. بسترهای مستعد فساد: مدیریت دولتی به دلیل بروکراسی پیچیده و فقدان شفافیت پاسخ گویی، به شکلی ساختاری با بسترهای فساد و سوءمدیریت همراه است. مقایسه عملکرد تولیدی (1404 تا پنج ماهه اول 1405) آمارها گویای واگرایی مطلق در مسیر دو خودروساز بزرگ ایران (یکی با مدیریت دولتی و دیگری خصوصی) است:گروه سایپا: در سال 1404 تولید 282 هزار دستگاه داشت (39٪ کاهش). این روند در پنج ماهه اول 1405 با افت شدیدتر ادامه یافت.گروه ایران خودرو: در سال 1404 تولید 567 هزار دستگاه داشت (3.9٪ افزایش). در پنج ماهه اول 1405 نیز عملکرد تولیدی این شرکت تحت تأثیر شرایط تولید و تأمین قرار گرفت. وضعیت سود و زیان (1404 تا نیم سال اول 1405) تفاوتِ جهتِ حرکت مالی دو شرکت بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است:سایپا: پس از 25 هزار میلیارد تومان زیان خالص در 1404، در سال 1405 نیز همچنان با زیان دهی و فشار قابل توجه بر صورت های مالی مواجه است؛ موتور زیان سازی سایپا همچنان با سرعت بالا در حال کار است.ایران خودرو: پس از سود 158 میلیاردی در 1404، عملکرد مالی این شرکت در سال 1405 همچنان تحت تأثیر شرایط عملیاتی و تولیدی قرار دارد. زیان انباشته؛ بحران تاریخی و نیاز به تغییر مسیر زیان انباشته سایپا در پایان 1404 حدود 60 هزار میلیارد تومان افزایش یافت و در نیم سال اول 1405 نیز این رقم به شدت رشد کرده است. در مقابل، ایران خودرو با زیان انباشته تاریخی (120.5 هزار میلیارد تومان در پایان 1403) روبه روست، اما مدیریت خصوصی توانسته جریان خروج نقدینگی را کنترل کند، در حالی که سایپا همچنان در حال تزریق منابع به چاهِ زیان است. ضرورت خصوصی سازی واقعی مسئله سایپا دیگر صرفاً کمبود نقدینگی نیست؛ مسئله نحوه اداره سرمایه است. خصوصی سازی واقعی، انتقال مسئولیت کامل به بخش خصوصی است تا بنگاه از تکیه بر رانت های دولتی به سمت بهره وری سوق داده شود. تجربه 1404 و پنج ماهه 1405 نشان داد که ایران خودرو با مدیریت خصوصی در حال فاصله گرفتن از بن بست است، اما سایپا همچنان در بن بستِ مدیریتِ غیرپاسخ گو و ناکارآمد دولتی محبوس مانده است. |