| روزنامه خراسان: در شرایطی که تحولات جاری، امکان تشدید تنش ها میان ایران و آمریکا را افزایش داده است، اعلام شروط ایران برای شروع مذاکره که توسط دبیر شورای عالی امنیت ملی انجام شد، از سوی میانجیگران به عنوان پالسی مثبت تلقی و در همین زمینه هم روز گذشته وزیر کشور پاکستان وارد تهران شد. هرچند که بحث و تبادل نظر درباره مناسبات دوجانبه و بررسی مفاد موافقتنامه بین دو کشور که به امضای مقامات عالی دوطرف رسیده، اهداف این سفر اعلام شده، اما بعید است که محسن نقوی حامل پیامی برای مقامات ایرانی نباشد. فارغ از این که آیا درنهایت این تحرکات نتیجه می دهد یا ایران و آمریکا باردیگر به سمت درگیری حرکت می کنند؛ سوال اساسی اینجاست که چرا با وجود تجربیات برجام، مذاکرات بازگشت به برجام، تفاهم اسلام آباد و... در نظام تصمیم گیری ایران همچنان مذاکره قابل رجوع است؟ مذاکره ابزار این مرحله برای تثبیت اهرم تنگه پاسخ به این سوال بسیار ساده است؛ مذاکره در نگاه نظام یک ابزار است. اولین هدف ایران از رجوع به مذاکره هم گشودن پنجرهای برای نهایی کردن ترتیبات ایرانی هرمز و تثبیت حاکمیت ایران بر تنگه هرمز در بعد حقوقی است؛اتفاقی که ایران درصدد رقم زدن آن در نشست صلاله عمان بود و حتی در نظر داشت از حضور کشورهای منطقه به عنوان پشتوانه این اتفاق نیز بهره ببرد. نشستی که درنهایت با تشر آمریکا به سران کشورهای منطقه در آخرین لحظات لغو شد. اما اکنون جمع بندی تهران این است که تا زمان انتخابات میان دوره کنگره میتوان ضمن دریافت امتیازاتی در بحث برداشتن محاصره و تعلیق تحریم ها با هدف صادرات نفت و پرکردن مجدد ذخایر ارزی، دارویی و کالاهای اساسی (مشابه تنفسی که کشور در زمان اجرای تفاهم اسلام آباد داشت) پنجره ای برای تثبیت کامل ترتیبات ایرانی تنگه هرمز نیز ایجاد کرد تا در همین پنجره از جلب حمایت کشورهای منطقه برای مشروعیت بخشی به کنترل نظامی تنگه هرمز و خلیجفارس نیز بهره برداری کند. دست بالاتر ایران در مذاکره دومین علت تصمیم نظام برای استفاده از ابزار مذاکره در این مقطع زمانی، درک این مسئله از سوی تهران است که با توجه به تحولات جنگ یمن، فشار شدید شوک انرژی در آمریکا آن هم در آستانه انتخابات و از همه مهمتر ناتوانی آمریکا از گشودن تنگه هرمز با استفاده از قدرت نظامی، هماکنون این ایران است که دست بالاتر را در هر مذاکره ای خواهد داشت. اما نکته مهمتر، درک این گزاره است که این پنجره زمانی محدود است (احتمالا تا پایان انتخابات کنگره) و در شرایطی می توان به تفاهم ضمنی کوتاه مدت برای حل برخی از مشکلات کشور رسید که همین الان این جمع بندی در کاخ سفید به وجود نیامده باشد که مسیر فروش یک تصویر پیروزی به شهروندان آمریکایی از تشدید تنش ها و از سرگیری عملیات نظامی می گذرد. مذاکره نه هدف نه تابو؛ بلکه تاکتیک همین تحلیل از رفتار حاکمیت به وضوح نشان می دهد که تهران تصمیمات خود را نه بر اساس شعارها و دعواهای میان جریانات سیاسی بلکه براساس منافع ملی اتخاذ می کند. بدیهی است همان طور که در زمان حیات رهبرشهید انقلاب هم شاهد بودیم، قوه عاقله و تصمیم گیر نظام، مذاکره را صرفا ابزاری تاکتیکی برای حل مسائل کشور و تثبیت دستاوردهای میدان در 200 روز گذشته می بیند. چنانکه سردار محبی سخنگوی سپاه نیز روز گذشته اشاره کرد؛ نیروهای مسلح آماده جنگ طولانی مدت هستند و بسیار بعید است که در شاکله نظام نیز کسی برآورد متفاوتی داشته باشد. اصلا بعید نیست که عمر این جنگ حتی از عمر باقیمانده ریاست جمهوری ترامپ نیز فراتر برود و با این وصف مذاکره یکی از ابزارهای کارآمد برای ایجاد تنفس اقتصادی برای کشور و نقد کردن برگ های بهدست آمده میدان است که نظام جمهوری اسلامی نیز همانطور که هر بازیگر سیاسی رفتار می کند باید در جهت استیفای منافع ملی از آن بهره ببرد. |