به گزارش ورزش سه، لغو بازی دوستانه ایران و گینه بیسائو این سوال را برای ما مطرح کرد که کشورهایی که شرایطی شبیه به ما دارند آیا در فراهم کردن امکان بازیهای دوستانه برای تیمهای ملی فوتبالشان با مشکلات مشابهی مواجه هستند و کلا استراتژی و تاکتیک آنها برای حفظ آمادگی تیم ملیشان در شرایط مشابه چیست؟ اما قبل از هر چیز به جملهای برگردیم که که مهدی تاج درباره دلیل لغو بازی دوستانه ایران و گینه بیسائو گفت: "آنها به دولت خود استناد میکنند و میگویند دولتشان گفته برگزار نشود و کاری از دست فدراسیون آنها برنمیآید." این یعنی مشکل فقط پیدا کردن یک حریف، توافق مالی، انتخاب محل بازی یا گرفتن مجوز از فدراسیون فوتبال کشور مقابل نیست. در پرونده گینه بیسائو، ونزوئلا و گینه استوایی، طبق توضیح رئیس فدراسیون، پای تصمیم دولتها در میان بوده است. البته درباره جزئیات مستقل تصمیم هر یک از این کشورها هنوز اطلاعات عمومی و مستقلی منتشر نشده و آنچه فعلاً در دست داریم، روایت مهدی تاج است. اما اولین سوال: آیا ایران در این وضعیت تنهاست؟ فکر میکنید میشود کشوری را پیدا کنیم که حتی از ایران هم شرایط سختتری داشته باشد؟ بله، روسیه بهترین نمونه است؛ تیمی که از فوریه 2022 از تمام رقابتهای اصلی فیفا و یوفا کنار گذاشته شده، نه جام جهانی بازی کرده، نه یورو و نه لیگ ملتهای اروپا. با این حال، تیم ملی روسیه تقریباً در تمام این مدت بازی کرده است. خیلی هم زیاد. و این دقیقاً همان جایی است که مقایسه روسیه با ایران جذاب میشود. روسیه بعد از آغاز جنگ اوکراین در فوریه 2022 با یکی از سنگینترین محرومیتهای تاریخ فوتبال مواجه شد. فیفا و یوفا در 28 فوریه 2022 تیمهای روسیه را از حضور در رقابتهای بینالمللی محروم کردند و این محرومیت همچنان ادامه دارد. روسها حتی در مقدماتی جام جهانی 2026 اجازه حضور پیدا نکردند و در فصل 2026-27 هم همچنان از رقابتهای یوفا کنار گذاشته شدهاند و چه تیم ملی چه باشگاههایشان در هیچ رقابت اروپایی یا بینالمللی حضور ندارد. ولی روسها خیلی سریع به یک نکته مهم پی بردند: تحریم، به معنی ممنوعیت کامل روسیه از انجام هر مسابقه بینالمللی نبود. روسیه خیلی سریع این تفاوت را فهمید. بله آنها دیگر نمیتوانستند با فرانسه، اسپانیا، آلمان یا ایتالیا در یک رقابت رسمی بازی کنند، اما میتوانستند تیم ملی کشورهای دیگری را برای بازی دوستانه دعوت کنند؛ کشورهایی که حاضر بودند مقابل روسیه قرار بگیرند. و همین شد نقشه جدید فوتبال روسیه. از زمان آغاز جنگ، روسیه به جای اینکه منتظر پایان محرومیت بماند، تقویم خودش را ساخت. حریفان از آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین و چند کشور نزدیک از نظر سیاسی به روسیه آمدند. ایران، صربستان، بلاروس، ازبکستان، تاجیکستان، قرقیزستان، قطر، کامرون، کنیا، کوبا، سوریه، برونئی، زامبیا، نیجریه، اردن، بولیوی، پرو، شیلی، مالی، نیکاراگوئه، مصر، بورکینافاسو و ترینیداد و توباگو، بخشی از این فهرست هستند.  این یعنی روسیه عملاً یک "فوتبال موازی" برای تیم ملی خودش ساخت. روسیه نه رقابت رسمی اروپایی داشت، نه مسابقات مقدماتی جام جهانی؛ اما بازیکنانش را جمع کرد، اردو زد، حریف پیدا کرد و بازی کرد. روسیه در این مدت چند بازی انجام داده است؟ روسیه صرفا از شروع سال 2026 تا امروز با نیکاراگوئه، مالی، مصر، بورکینافاسو، ترینیداد و توباگو و ایران بازی کرده و در همین فیفادی اکتبر هم بعد از بازی با ایران برنامهاش شامل دیدار با نامیبیا و نیجریه است. نتایج بازیهای 2026 روسیه تا اینجا: • روسیه 3-1 نیکاراگوئه • روسیه 0-0 مالی • مصر 1-0 روسیه • روسیه 3-0 بورکینافاسو • روسیه 3-0 ترینیداد و توباگو • روسیه 2-0 ایران • روسیه 6-0 نامیبیا و ششم اکتبر روسیه باید در نیژنی نووگورود مقابل نیجریه قرار بگیرد. این برنامه به صورت رسمی از طرف اتحادیه فوتبال روسیه اعلام شده است. پس میبینیم تیمی که رسماً از فیفا و یوفا کنار گذاشته شده، در سال 2026 توانسته برای خودش یک برنامه نسبتاً منظم بینالمللی بسازد. البته این مقایسه یک نکته مهم دارد: روسیه برای این کار هزینه داده است. بله، کیفیت بعضی از حریفانش پایینتر از سطح ایدهآل یک تیم ملی بزرگ بوده و بخش مهمی از بازیها مقابل تیمهای خارج از اروپا برگزار شده است. بیدلیل نیست که روسیه در این مدت بردهای عجیب 11-0 مقابل برونئی، 8-0 مقابل کوبا، 5-0 مقابل زامبیا و 4-0 مقابل سوریه را هم تجربه کرده است. اما برای روسها ظاهراً مسئله اول این بوده که تیم ملی بازی کند. آنها نمیخواستند به دلیل تحریمهای سیاسی، تیم ملیشان بایکوت شده و بدون بازی بماند. روسها منتظر حریف ایدهآل نماندند. این شاید مهمترین درس پرونده روسیه باشد. وقتی درِ فوتبال اروپا بسته شد، آنها سراغ هر دری رفتند که باز بود. در سال 2024 روسیه با صربستان بازی کرد؛ دیداری که اولین مسابقه روسیه مقابل یک تیم اروپایی از زمان محرومیت این کشور بود. روسیه آن مسابقه را 4-0 برد. چند ماه بعد هم با ویتنام در هانوی بازی کرد و قرار بود مقابل تایلند هم قرار بگیرد که آن مسابقه به دلیل طوفان لغو شد و دیگر برگزار نشد.  حتی وقتی یک مسابقه لغو میشد، روسها دوباره برنامه میچیدند. این نکته مهم است، چون روسیه اتفاقاً تجربه لغو مسابقه را هم دارد. در مارس 2024 قرار بود روسیه و پاراگوئه در مسکو بازی کنند، اما پس از حمله تروریستی در کروکوس سیتیهال، دو فدراسیون تصمیم گرفتند مسابقه را لغو کنند. فدراسیون روسیه همان زمان اعلام کرد امکان برگزاری این مسابقه در دورهای دیگر وجود دارد. یعنی حتی روسیه هم در این سالها از لغو بازی مصون نبوده است. تفاوت در واکنش بعد از لغو است. اینجا است که مقایسه ایران و روسیه کمی پیچیده میشود. ایران مثل روسیه از طرف فیفا محروم نشده است. تیم ملی ایران در مقدماتی جام جهانی بازی کرده، در جام جهانی 2026 حضور داشته و همچنان عضو فعال کنفدراسیون فوتبال آسیاست.  اما ایران با محدودیتهای ظالمانه سیاسی، اقتصادی، بانکی، سفر، ویزا و روابط بینالمللی مواجه است که روی برنامهریزی فوتبال هم اثر میگذارد. اتفاقی که جدیدترین آن در فیفادی مهرماه رخ داده و باعث لغو بازی دوستانه ما با گینه بیسائو شده است. طبق توضیح تاج، قطر برای برگزاری مسابقات موردنظر ایران تأییدیه داده بود. مذاکرات برای بازی با ونزوئلا، گینه استوایی و گینه بیسائو انجام شد، اما هر سه گزینه در نهایت از برنامه خارج شدند. تاج درباره گینه استوایی و گینه بیسائو گفت فدراسیونهای آنها به تصمیم دولتهای خود استناد کردهاند. در عین حال، تاج یک عامل دیگر را هم مطرح کرده: مسئله ویزا برای تیمهای آفریقایی که قرار بود به ترکیه سفر کنند. این جزئیات مهم است. چون نشان میدهد ما با یک مشکل واحد روبهرو نیستیم. یک زنجیره از مشکلات وجود دارد؛ از تصمیم سیاسی گرفته تا ویزا، محل برگزاری، پرواز، مجوز و در نهایت قرارداد رسمی مسابقه. کره شمالی؛ کشوری که حتی بازی رسمی را هم از دست داد اگر روسیه نمونه کشوری باشد که با وجود تحریم، برای بازی کردن راه پیدا کرده، کره شمالی نمونه دیگری است؛ کشوری که به دلایل سیاسی، امنیتی، بهداشتی و محدودیتهای بینالمللی، در سالهای اخیر مشکلات جدی برای میزبانی و برگزاری مسابقات داشته است. ماجرای کره شمالی و ژاپن در مارس 2024 یکی از عجیبترین نمونههاست. دو تیم قرار بود 26 مارس در پیونگیانگ در مرحله انتخابی جام جهانی بازی کنند. کره شمالی ناگهان اعلام کرد نمیتواند میزبان باشد و درخواست کرد بازی به زمین بیطرف منتقل شود. AFC اعلام کرد فدراسیون کره شمالی به دلیل "شرایط اجتنابناپذیر" خواستار تغییر محل بازی شده است.  گزارشهای آن زمان دلیل اصلی را نگرانی پیونگیانگ درباره بیماریهای عفونی در ژاپن عنوان کردند، اما نهادهای رسمی فوتبالی دلیل دقیق را رسماً اعلام نکردند. مشکل اینجا بود که کره شمالی نتوانست در زمان مناسب یک ورزشگاه جایگزین معرفی کند و تقویم اجازه تعویق مسابقه را نمیداد. نتیجه؟ فیفا اعلام کرد بازی نه برگزار میشود و نه به زمان دیگری منتقل خواهد شد. بعد هم کمیته انضباطی فیفا کره شمالی را 3-0 بازنده اعلام کرد و این فدراسیون را 10 هزار فرانک سوئیس جریمه کرد. این صرفا مشکل یک بازی دوستانه نبود. یک بازی رسمی انتخابی جام جهانی از دست رفت. کره شمالی بعد از آن هم مسیر عجیبی را طی کرد. این کشور در سال 2025 فقط دو بازی دوستانه ثبتشده داشت: پیروزی 2-0 مقابل قزاقستان در ترکیه و تساوی 1-1 برابر اردن. و نکته جالبتر اینکه در دادههای ثبتشده سال 2026، برای تیم ملی بزرگسالان کره شمالی هیچ مسابقهای ثبت نشده است. یعنی کره شمالی از شروع سال میلادی تا امروز هیچ بازی رسمیای نداشته است. آنها بر خلاف ایران به سمت انزوای تقریبا کامل رفتهاند و فوتبال ملیشان هم هزینه این انزوا را داده است. فلسطین؛ وقتی جنگ هست، بازی را جای دیگری میبرند یک نمونه دیگر: فلسطین. تیم ملی فلسطین سالهاست با مشکل نداشتن امنیت برای میزبانی مسابقات روبهرو است. بعد از اشغال و جنایتهای رژیم صهیونیستی در غزه، تیم ملی این کشور عملاً نتوانست مسابقات بینالمللی خود را در خانه برگزار کند. در نتیجه، فدراسیون فوتبال فلسطین به جای متوقف کردن تیم ملی، خانه را جابهجا کرد. کوالالامپور، دوحه، امان، کویت و دیگر شهرها تبدیل به زمینهای خانگی موقت فلسطین شدند. در مرحله انتخابی جام جهانی 2026 فلسطین بسیاری از مسابقات خانگیاش را در خارج از خاک خود برگزار کرد. حتی در فوریه 2025، فدراسیون فلسطین تلاش کرد بازی با عراق را در ورزشگاه فیصل الحسینی برگزار کند. فیفا و AFC شرایط ورزشگاه را بررسی کرده بودند، اما در نهایت بازی در خاک فلسطین برگزار نشد و امان بهعنوان محل مسابقه مطرح شد. فلسطینیها در بیانیه رسمی خود صراحتاً گفتند برای بازگرداندن حق میزبانی خود مبارزه خواهند کرد.پ  اما نکته مهم این است که تیم ملی فلسطین متوقف نشد. در سال 2026 فلسطین در قرقیزستان دو بازی دوستانه انجام داده و در سپتامبر مقابل نیوزیلند در چونگچینگ چین بازی کرد. این یک مدل متفاوت است: اگر امکان برگزاری بازی در خانه نیست، خانه را موقتاً بیرون از خانه میسازیم. اوکراین؛ جنگ در اوج است، اما تقویم فوتبال متوقف نشد تیم ملی اوکراین سالهاست به دلیل جنگ امکان برگزاری بخش بزرگی از مسابقات خانگیاش را ندارد، اما فدراسیون این کشور تلاش کرده مسابقات را به کشورهای دیگر منتقل کند.  در سال 2026، اوکراین در اسپانیا با آلبانی بازی دوستانه انجام داد و در ادامه در لهستان و دانمارک مقابل تیمهای ملی این کشورها قرار گرفت. حتی فدراسیون فوتبال اوکراین برای می 2026 از برگزاری نخستین مسابقه تیم ملی در خاک اوکراین از آغاز جنگ با روسیه خبر داد. اگر بخواهیم خلاصه کنیم: اوکراین برای مسابقه دادن، محل برگزاری را عوض میکند. فلسطین برای مسابقه دادن، محل برگزاری را عوض میکند. روسیه، وقتی اروپا درهایش را بسته، حریفانش را عوض میکند. کره شمالی اما در مواردی به نقطهای رسیده که خود مسابقه را از دست داده است. روسیه دقیقاً چه کار کرد که ایران میتواند از آن یاد بگیرد؟ اگر بخواهیم از بین همه این کشورها یک مدل را برای فوتبال ایران بررسی کنیم، روسیه از همه جذابتر است. نه به این دلیل که شرایط دو کشور دقیقاً یکسان است؛ اتفاقاً نیست. بلکه چون روسیه در بدترین شرایط ممکن، مسئله "بازی کردن تیم ملی" را از مسئله "بازی کردن مقابل چه کسی" جدا کرد. وقتی تیمهای بزرگ اروپایی دیگر مقابل روسیه قرار نگرفتند، آنها سطح توقع خود را پایین آوردند و بازار حریفان را گسترش دادند. آفریقا. آسیا. آمریکای لاتین. کشورهای سابق شوروی. کشورهای همسو. و حتی تورنمنتهای کوچک چندجانبه. در سال 2024 روسیه در تورنمنت سهجانبه ویتنام شرکت کرد. در سالهای بعد با تیمهایی مثل نیجریه، بولیوی، پرو، شیلی، مالی، مصر و دیگر تیمها بازی کرد. این اتفاق به مرور یک شبکه برای روسیه ساخت. وقتی روسیه با ایران بازی میکند، یک مسابقه دوستانه است. وقتی با مالی بازی میکند، یک مسابقه دوستانه است. وقتی با مصر بازی میکند، باز هم بازی دوستانه است. اما مجموعه این بازیها باعث میشود تیم ملی روسیه در طول سالها از ریتم مسابقه خارج نشود. حالا در اکتبر 2026، روسها سه مسابقه در یک اردوی نسبتاً فشرده دارند: ایران، نامیبیا و نیجریه. فدراسیون روسیه این برنامه را از قبل اعلام کرده بود و محل برگزاری هر سه بازی هم مشخص شده بود. این دقیقاً چیزی است که در برنامه ایران کم دیده میشود: داشتن یک شبکه ثابت از حریفان جایگزین. البته روسیه هم همیشه برنده این بازی نیست نباید از این مقایسه نتیجه گرفت که روسیه تمام مشکلاتش را حل کرده است. اتفاقاً تحریم فوتبال روسیه هزینههای جدی داشته است. این کشور از رقابتهای رسمی بزرگ دور مانده، بازیکنانش کمتر در سطح بینالمللی محک میخورند و بخش بزرگی از اردوهای تیم ملی مقابل حریفانی برگزار میشود که الزاماً سطح مورد نیاز روسیه را ندارند. بیدلیل نیست که در سالهای اخیر بحث انتقال احتمالی روسیه از یوفا به کنفدراسیون فوتبال آسیا هم مطرح شده است. رئیس اتحادیه فوتبال روسیه حتی در سال 2023 در کنگره AFC در بحرین حاضر شد تا درباره احتمال تغییر مسیر فوتبال روسیه صحبت کند، هرچند چنین انتقالی اتفاق نیفتادو گفته میشود از دستور کار خارج شد. مشکل فقط این نیست که گینه بیسائو نیامد. مشکل بزرگتر این است که وقتی گینه بیسائو نیامد، بر خلاف مدل روسیه، گزینه بعدی آماده نبود. و بعد از چند روز مذاکره، تیم ملی ماند و دو مسابقه، دو شکست و یک جای خالی در تقویم. شاید مهمترین درس روسیه برای فدراسیون فوتبال ایران همین باشد: در شرایطی که پیدا کردن حریف ایدهآل دشوار شده، باید یک شبکه از حریفهای جایگزین ساخت. حریفهایی که بشود در فرصتی کوتاه آنها را راضی کرد تا مقابل تیم ملی بایستند و بازی دوستانه انجام بدهند. باید برنامهریزی کرد و از ماهها قبل چند مسیر موازی داشت، مسیرهای اضطراری برای شرایطی مثل امروز. |