به گزارش ورزش سه، آرژانتین و کل دنیا آماده یک شب تاریخیاند؛ بازی خداحافظی لیونل مسی از تیم ملی. تیم ملی آرژانتین در یک دیدار دوستانه مقابل بنین، بهترین گلزن تاریخش را بدرقه خواهد کرد. مسابقهای که پر از احساس، اشک و آه و شاید آخرین گل یکی از بزرگترین بازیکنان تاریخ فوتبال با پیراهن تیم ملی. خداحافظی مسی بهانهای شد تا به حافظهمان برگردیم و به یاد بیاوریم دیگر اسطورههای بزرگ فوتبال چطور در تیمهای ملی به خط پایان رسیدند و خداحافظی کردند. جالب است بدانید که کمتر کسی از این اسطورههای بزرگ فرصت پیدا کرد مثل مسی در یک «بازی خداحافظی ویژه و از پیش برنامهریزیشده» با پیراهن ملی وداع کند. دیگو مارادونا منطقی است که کار را با سلفِ مسی بر تخت پادشاهی فوتبال آرژانتین آغاز کنیم. دیگو از سال ۱۹۷۷ تا ۱۹۹۴ پیراهن تیم ملی را به تن کرد، در ۹۱ بازی ۳۴ گل زد و آرژانتین را در سال ۱۹۸۶ به قهرمانی جهان رساند. مدت کوتاهی پس از جام جهانی ۱۹۹۰، که آرژانتین نتوانست از عنوان قهرمانیاش دفاع کند و در فینال به آلمان باخت، دیگو از تیم ملی خداحافظی کرد. پس از آن دیهگو با یک محرومیت طولانیمدت مواجه شد، اما او دوباره به زمین و به کشورش بازگشت. در سال ۱۹۹۳، آلفیو باسیله، سرمربی وقت آرژانتین، مارادونا را متقاعد کرد تا دوباره به تیم ملی برگردد. نتیجه این شد که دیگوی تقریبا ۳۴ ساله (که با استانداردهای فوتبال آن زمان یک بازیکن حسابی مسن محسوب میشد) با آرژانتین راهی جام جهانی ۱۹۹۴ شد و آنجا به همه یادآوری کرد که چه بازیکن نابغهای است. او در بازی اول مقابل یونان گلزنی کرد و آخرین گل ملیاش را به «شکاکانی که میگفتند مارادونا دیگر به درد هیچکاری نمیخورد» تقدیم کرد.  در دور دوم، او در دیدار مقابل نیجریه یک پاس گل داد و این مسابقه به آخرین حضور دیگو برای آرژانتین تبدیل شد. او در تست دوپینگ مردود شد و در بدنش چند ماده ممنوعه پیدا کردند. وقتی مارادونا خبر محرومیت طولانیمدت جدیدش را شنید، با پوزخندی تلخ گفت: «پاهایم را قطع کردند.» پله پادشاه فوتبال بین سالهای ۱۹۵۷ تا ۱۹۷۱ برای تیم ملی برزیل بازی کرد. او در چهار جام جهانی حضور داشت و در سه تای آنها (۱۹۵۸، ۱۹۶۲ و ۱۹۷۰) به قهرمانی رسید. او در ۹۲ مسابقه ۷۷ گل به ثمر رساند و تا زمانی که نیمار رکوردش را بشکند، بهترین گلزن تاریخ برزیل باقی ماند. پله آخرین بازی خود برای تیم ملی را در سن ۳۰ سالگی انجام داد. این مسابقه دیداری مقابل یوگسلاوی (۲-۲) بود که در جولای ۱۹۷۱ در ورزشگاه افسانهای ماراکانا در ریودوژانیرو برگزار شد. حدود ۱۴۰ هزار هوادار برای دیدن گلزنی پله آمده بودند، اما مهاجم افسانهای در آن روز فقط یک نیمه در زمین ماند و موفق به گلزنی نشد.  در واقع، پادشاه فوتبال در بازی ماقبل آخر خود مقابل اتریش (۱-۱) در سائوپائولو با تیم ملی برزیل خداحافظی کرد. آنجا بود که برای آخرین بار پیراهن تیم ملی گلزنی کرد، یک نیمه بازی کرد و در بین دو نیمه با تاجی بر سر دور افتخار زد. بعد از آن پله بازگشت به تیم ملی برای جام جهانی ۱۹۷۴ را رد کرد، اما چند بار دیگر در دیدارهای غیررسمی برای برزیل به میدان رفت؛ از جمله بازی مقابل تیم منتخب جهان در سال ۱۹۹۰ که به افتخار پنجاهمین سالگرد تولد او ترتیب داده شده بود. فرانتس بکنباوئر اسطوره فوتبال آلمان و برنده دو توپ طلا از سال ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۷ برای تیم ملی آلمان غربی بازی کرد. قیصر آلمان فاتح جام جهانی ۱۹۷۴ و یورو ۱۹۷۲ بود و با پیراهن ملی ملی آمارش ۱۰۳ بازی و ۱۴ گل بود. پس از جام ملتهای اروپای ۱۹۷۶، که آلمانها در فینال به خاطر پنالتی معروف پاننکا در ضربات پنالتی به چکسلواکی باختند، فرانتس تنها یک سال دیگر برای تیم ملی بازی کرد.  بکنباوئر ۳۱ ساله بایرن مونیخ را ترک کرد تا راهی آمریکا شود و به تیم کاسموس نیویورک بپیوندد. در آن زمان، لژیونرها معمولاً به تیم ملی دعوت نمیشدند و هرمان نویبرگر، رئیس فدراسیون فوتبال آلمان، لیگ آمریکا را یک لیگ نمایشی و کمارزش میدانست. جالب اینکه باشگاه کاسموس نیویورک هم با حضور فرانتس در جام جهانی ۱۹۷۸ مخالفت کرد. در نتیجه، آخرین بازی مدافع بزرگ آلمان برای تیم ملی در فوریه ۱۹۷۷ در دیداری مقابل فرانسه (۰-۱) در پاریس برگزار شد و بکنباوئر بدون هیچگونه مراسم تشریفاتی از تیم ملی خداحافظی کرد. یوهان کرویف کرویف افسانهای است که به معنای واقعی کلمه فوتبال هلند را متحول کرد. دوران ملی او به عنوان بازیکن ۱۱ سال طول کشید؛ از سال ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۷. در این مدت او در ۴۸ مسابقه به میدان رفت و ۳۳ گل به ثمر رساند و نایبقهرمانی جام جهانی ۱۹۷۴ و عنوان سومی یورو ۱۹۷۶ را به دست آورد. در نیمه اول دهه هفتاد، یوهان سه بار فاتح توپ طلا شد. آخرین حضور کرویف در تیم ملی، بازی مقابل بلژیک (۱-۰) در مسابقات انتخابی جام جهانی در اکتبر ۱۹۷۷ در آمستردام بود.  یک ماه قبل از آن، فردی مسلح به خانه کرویف در بارسلون حمله کرده بود، اما موفق به ربودن همسر یوهان نشد (همسر او توانست فرار کند و پنهان شود). پس از آن حادثه، این ستاره هلندی به مدت شش ماه تحت حفاظت شدید و شبانهروزی زندگی میکرد. به دلیل همین اتفاقات، او از حضور در جام جهانی ۱۹۷۸ که در قارهای دیگر (آمریکای جنوبی) برگزار میشد انصراف داد. کرویف دلیل کنارهگیریاش را وضعیت بد جسمی و روحی اعلام کرد و جزئیات ماجرای آدمربایی مخفی ماند. با وجود درخواستهای مکرر هواداران هلندی برای بازگشت او، یوهان هرگز این کار را نکرد. در سال ۱۹۸۱ دوباره بحث بازگشت او مطرح شد، اما این بار به خاطر تضاد منافع اسپانسرها این اتفاق رخ نداد. میشل پلاتینی برنده سه توپ طلا و رئیس سالها بعد یوفا ده سال از دوران ورزشی خودش را با پیراهن تیم ملی گذراند. پلاتینی از سال ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۶ برای فرانسه بازی کرد، در ۷۲ مسابقه ۴۱ گل زد و قهرمان یورو ۱۹۸۴ شد. در جام جهانی ۱۹۸۶ فرانسهای که میشل بهترین بازیکنش بود در آستانه رسیدن به قهرمانی بود، اما در نیمهنهایی مغلوب آلمان شد و به مقام سوم بسنده کرد. آن شکست چنان پلاتینی را تحت تأثیر قرار داد که یک فصل بعد و در ۳۲ سالگی فوتبال را کنار گذاشت و وارد دنیای مربیگری شد. او هم بدون هیچ هیاهویی از تیم ملی رفت.  آخرین مسابقه ملی پلاتینی دیدار انتخابی یورو ۱۹۸۸ مقابل ایسلند (۲-۰) در پاریس بود. اما نکته جالب اینجاست که میشل آخرین بازی ملیاش را برای یک کشور دیگر انجام داد! در نوامبر ۱۹۸۸، این ستاره فرانسوی که فوتبال را کنار گذاشته بود، به عنوان مهمان افتخاری برای افتتاحیه جام ملتهای آسیا به کویت سفر کرد. در آنجا، امیر کویت پلاتینی را راضی کرد تا در دیداری دوستانه مقابل شوروی برای تیم ملی کویت بازی کند. پلاتینی کفشهایش را پوشید و ۲۰ دقیقه برای کویت بازی کرد؛ مسابقهای که با وجود حضور یک بازیکن خارجی، از طرف فیفا به عنوان یک دیدار رسمی تایید شد! رونالدو نازاریو «ال فنومنو» در سال ۱۹۹۴ به تیم ملی برزیل پیوست و ۱۷ سال بعد در تابستان ۲۰۱۱ از بازیهای ملی خداحافظی کرد. او در ۹۸ بازی ۶۲ گل به ثمر رساند و دو بار (۱۹۹۴ و ۲۰۰۲) فاتح جام جهانی شد. بر خلاف بسیاری از همنسلانش، رونالدو شانس برگزاری یک مسابقه خداحافظی باشکوه را داشت. در ژوئن ۲۰۱۱، برزیل در یک دیدار دوستانه مقابل رومانی (۱-۰) در سائوپائولو به میدان رفت. رونالدو در دقیقه ۳۰ به جای فرد، زننده گل بازی وارد زمین شد و پانزده دقیقه بازی کرد. او خیلی دوست داشت با گلزنی خداحافظی کند و سه شوت هم زد، اما نتوانست دروازهبان حریف را تسلیم کند.  در بین دو نیمه، رونالدو برای هوادارانی که به تشویق او آمده بودند سخنرانی خداحافظی کرد و پیش از شروع نیمه دوم، جای خود را به نیلمار داد. پیش از آن، او از جام جهانی ۲۰۰۶ که برزیل در مرحله یکچهارم نهایی مغلوب فرانسه شده بود، برای تیم ملی به میدان نرفته بود. رونالدینیو یک نابغه برزیلی دیگر از همان نسل که بین سالهای ۱۹۹۹ تا ۲۰۱۳ برای تیم ملی بازی کرد. در ۹۷ مسابقه ۳۳ گل زد و قهرمان جام جهانی ۲۰۰۲ شد. برای جام جهانی ۲۰۱۰ دونگا، رونالدینیو را به تیم دعوت نکرد، اما پس از بازگشت از میلان به برزیل، شاعر فوتبال دوباره به تیم ملی فراخوانده شد.  در ژانویه ۲۰۱۳، لوئیس فیلیپه اسکولاری در اقدامی غیرمنتظره او را برای بازی دوستانه مقابل انگلیس در ومبلی دعوت کرد و در آوریل رونالدینیوی ۳۳ ساله را برای دیدار دوستانه مقابل شیلی (۲-۲) در بلو هوریزونته به اردو فراخواند. این مسابقه آخرین حضور رونالدینیو با پیراهن برزیل بود، هافبک جادوگر برزیل با بازوبند کاپیتانی به میدان رفت. پس از آن، او نه در جام کنفدراسیونها و نه در جام جهانی ۲۰۱۴ حضور نداشت. شایعات حاکی از آن بود که او به دلیل نقض قوانین اردو و شبزندهداری از تیم کنار گذاشته شده است. شاید این برای او بهتر هم بود، چرا که حداقل در شرمساری تیم ملی برزیل در تورنمنت خانگی و آن باخت تاریخی به آلمان شریک نشد. با توجه به اینکه رونالدینیو اخیراً در ۴۶ سالگی به تیم راونا پیوسته، شاید هنوز برای برگزاری یک مسابقه خداحافظی با پیراهن برزیل دیر نشده باشد! زینالدین زیدان آخرین مسابقه زیزو برای تیم ملی فرانسه در ذهن همه فوتبالدوستان تا ابد حک شده است. او از سال ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۶ برای تیم ملی بازی کرد، در ۱۰۸ مسابقه به میدان رفت و ۳۱ گل به ثمر رساند و قهرمان جام جهانی ۱۹۹۸ شد. زیدان پس از بازی در فینال جام جهانی ۲۰۰۶، برای همیشه فوتبال را کنار گذاشت. او پیش از آن هم قصد خداحافظی داشت؛ در واقع زیزو میخواست پس از یورو ۲۰۰۴ از تیم ملی برود، اما ریموند دومنک او را راضی کرد تا برای کمک به تیم در جام جهانی آلمان بازگردد.  فرانسه یک بار دیگر به فینال رسید و حریف ایتالیا شد. در ورزشگاه المپیک برلین، زیدان در دقیقه هفتم با یک ضربه پنالتی بینظیر تیمش را پیش انداخت. اما در وقتهای اضافه و در حالی که بازی ۱-۱ مساوی بود، او مشهورترین دعوای تاریخ فوتبال را راه انداخت و با سر به سینه مارکو ماتراتزی کوبید! این درگیری به اخراج زیزو ختم شد. فرانسویها با ۱۰ بازیکن بازی را به ضربات پنالتی کشاندند، اما در نهایت باختند تا قصه زیدان در تیم ملی به این شکل غمانگیز به پایان برسد. جانلوئیجی بوفون در این لیست باید به ماجرای عاشقانه یکی از بزرگترین دروازهبانان تاریخ هم اشاره کرد. شاید شروع کار بوفون در تیم ملی را هم به خاطر داشته باشید؛ در اکتبر ۱۹۹۷، در جریان بازی پلیآف انتخابی جام جهانی مقابل روسیه (۱-۱) در مسکو، بوفون به جای جانلوکا پالیوکای مصدوم به زمین آمد. در آن زمان هیچکس تصور نمیکرد ایتالیا کسی را درون دروازه گذاشته که قرار است 20 سال گلر اول آتزوری باشد! بوفون تا سال ۲۰۱۸ برای ایتالیا بازی کرد و در حالی که وارد پنجمین دهه زندگیاش شده بود، با تیم ملی خداحافظی کرد.  او ۱۷۶ بازی انجام داد و تنها ۱۴۶ گل دریافت کرد. بوفون با ایتالیا فاتح همان جام جهانی ۲۰۰۶ شد که در فینالش زیدان اخراج شده بود. آخرین مسابقه جیجی، دیدار دوستانه با آرژانتین (۰-۲) در منچستر در مارس ۲۰۱۸ بود. چند ماه بعد، او اعلام کرد که از بازیهای بینالمللی خداحافظی میکند؛ تصمیمی که پس از ناکامی ایتالیا در صعود به جام جهانی ۲۰۱۸ گرفته شد. بوفون خداحافظیاش را نه در زمین چمن، بلکه در یک نشست خبری با روزنامهنگاران اعلام کرد. دیوید بکام در پایان باید به رئیس فعلی مسی، یکی از مالکان اینتر میامی هم اشاره کنیم. بکام ۱۳ سال (از ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۹) برای انگلیس بازی کرد. در ۱۱۵ بازی به میدان رفت و ۱۷ گل به ثمر رساند. اگرچه جام مهمی کسب نکرد، اما ردپای عمیقی در تاریخ فوتبال انگلیس به جا گذاشت. او در سه جام جهانی (۱۹۹۸، ۲۰۰۲ و ۲۰۰۶) بازی کرد و در اولین جام جهانیاش به دلیل ضربه زدن به دیگو سیمئونه اخراج معروفی را تجربه کرد و سالها در وطنش دشنام شنید تا اینکه انگلیسیها با او آشتی کردند. بکام جام جهانی ۲۰۱۰ را هم به دلیل مصدومیت تاندون آشیل در آستانه شروع مسابقات از دست داد.  پس از آن تورنمنت، فابیو کاپلو اعلام کرد که دیگر قصد دعوت از بکام را ندارد. بنابراین آخرین بازی دیوید برای تیم ملی، مسابقه انتخابی جام جهانی ۲۰۱۰ مقابل بلاروس (۳-۰) در ومبلی در اکتبر ۲۰۰۹ بود که او در آن یک پاس گل داد. بکام شخصاً برگزاری مسابقه خداحافظی برای انگلیس را رد کرد، چرا که امیدوار بود روزی دوباره به تیم برگردد. |