| جمال زحالقه، کارشناس ارشد مسائل بین الملل روزنامه القدس العربی: دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا، این هفته با امضای یک توافق هسته ای تاریخی با عربستان سعودی موافقت کرد. این توافق شامل ایجاد یک پروژه هسته ای غیرنظامی با اهداف صلح آمیز است و راه را برای امکان غنی سازی اورانیوم در خاک عربستان باز می کند. به گزارش فرارو، این توافق به مدت 30 سال اعتبار دارد و ارزش آن ده ها میلیون دلار برآورد شده است. چراغ سبز واشنگتن به ریاض برای غنی سازی به نقل از روزنامه القدس العربی، بر اساس مفاد این توافق، یک کمیته مشترک سعودی ـ آمریکایی طی دوره ای دو ساله، امکان سنجی توسعه ظرفیت غنی سازی اورانیوم در داخل عربستان را در مقایسه با گزینه تأمین اورانیوم غنی شده از منابع خارجی بررسی خواهد کرد. در صورتی که این ارزیابی به این جمع بندی برسد که ایجاد زیرساخت غنی سازی داخلی برای ریاض گزینه مناسب تری است، شرکت های آمریکایی مسئولیت احداث یک تأسیسات غنی سازی در عربستان را بر عهده خواهند گرفت. با این حال، این پروژه بر اساس مدل موسوم به جعبه سیاه اجرا خواهد شد؛ به این معنا که طراحی، فناوری و جزییات فنی آن تحت کنترل و محرمانگی کامل طرف آمریکایی باقی می ماند. هدف از این سازوکار، تضمین نظارت و محدود نگه داشتن دسترسی به فناوری های حساس هسته ای است؛ به گونه ای که عربستان از مالکیت یا دسترسی مستقیم به دانش فنی و اسرار عملیاتی این تأسیسات برخوردار نخواهد بود. این محدودیت از نگرانی نسبت به انتقال تدریجی دانش و تجربه فنی به عربستان ناشی می شود؛ نگرانی از اینکه ریاض در آینده بتواند با بهره گیری از این دانش، برنامه غنی سازی اورانیوم را در تأسیسات دیگری، خارج از چارچوب نظارتی جعبه سیاه ، توسعه دهد. از نگاه طراحان این سازوکار، محرمانه نگه داشتن فناوری و کنترل مستقیم آمریکا بر روند اجرایی پروژه، راهکاری برای جلوگیری از گسترش مستقل ظرفیت های حساس هسته ای عربستان تلقی می شود. جداسازی پرونده هسته ای از عادی سازی با اسراییل این توافق پس از آن شکل گرفت که دولت ترامپ، پیوند میان مشارکت آمریکا در توسعه برنامه هسته ای عربستان و موضوع عادی سازی روابط ریاض با اسراییل را از دستور کار مذاکرات جدا کرد. در دوره ریاست جمهوری جو بایدن، واشنگتن پیشرفت در همکاری هسته ای با عربستان را به عادی سازی روابط این کشور با اسراییل مشروط کرده بود. تفکیک رسمی این دو موضوع را می توان نشانه ای از تغییر محاسبات سیاسی آمریکا در منطقه دانست؛ تغییری که از نگاه برخی تحلیلگران، بازتاب دهنده دشواری های روند عادی سازی روابط عربستان و اسراییل پس از تحولات جنگ غزه، افزایش انتقادهای بین المللی نسبت به عملکرد اسراییل در این جنگ و تداوم اختلاف های عمیق درباره آینده مسئله فلسطین است. بر اساس قوانین آمریکا در حوزه همکاری های هسته ای و پروژه های انرژی اتمی، این توافق برای بررسی به کنگره ارائه خواهد شد. کنگره اختیار دارد با رأی دوسوم اعضا توافق را رد کند، هرچند تحقق چنین سناریویی در شرایط کنونی دور از انتظار ارزیابی می شود؛ زیرا اکثریت جمهوری خواه احتمالاً از تصمیم رییس جمهور حمایت خواهند کرد. با این حال، توافق همچنان با مخالفت ها و نگرانی هایی در داخل آمریکا روبه رو است. شماری از سناتورها و نمایندگان نسبت به امکان غنی سازی اورانیوم در خاک عربستان تردید کرده اند و آن را از منظر کنترل های عدم اشاعه هسته ای، اقدامی حساس می دانند. علاوه بر این، درباره سازوکارهای نظارتی و میزان شفافیت این برنامه نیز در واشنگتن و به ویژه در اسراییل پرسش هایی مطرح شده است. چرا استاندارد طلایی پذیرفته نشد؟ یکی از محورهای اصلی نگرانی ها، خودداری عربستان سعودی از پذیرش آن چیزی است که در ادبیات هسته ای استاندارد طلایی شناخته می شود؛ چارچوبی که امارات متحده عربی پیش تر پذیرفته و بر اساس آن، به صورت دائمی از توسعه ظرفیت غنی سازی اورانیوم در خاک خود صرف نظر کرده است. همچنین عربستان با اعمال نظارت های شدید از طریق پروتکل الحاقی آژانس بین المللی انرژی اتمی موافقت نکرده است؛ پروتکلی که به آژانس اجازه می دهد در هر زمان و هر مکان در کشوری که آن را پذیرفته است، با آزادی عمل بیشتری بازرسی و نظارت انجام دهد. رنسانس هسته ای در جهان تمرکز عربستان سعودی بر توسعه انرژی هسته ای صلح آمیز را می توان بخشی از روند جهانی بازتعریف جایگاه این منبع انرژی دانست؛ روندی که در سال های اخیر با کاهش نگرانی ها درباره خطرات هسته ای و پیشرفت فناوری های ایمنی همراه بوده است. ریاض تلاش دارد با توسعه ظرفیت های هسته ای، بخشی از نیازهای فزاینده داخلی خود به انرژی را تأمین کند؛ اقدامی که می تواند مصرف داخلی نفت را کاهش دهد و امکان افزایش صادرات این منبع حیاتی را فراهم سازد. این رویکرد در چارچوب سیاست گسترده تر عربستان برای تنوع بخشی به منابع انرژی، کاهش وابستگی به سوخت های فسیلی و همسویی با تلاش های جهانی برای کاهش انتشار کربن و مقابله با تغییرات اقلیمی دنبال می شود. با این حال، عربستان از ابتدا تلاش کرده برنامه هسته ای خود را از موضوع عادی سازی روابط با اسراییل جدا نگه دارد و آن را در چارچوب حقوق حاکمیتی خود تعریف کند. در مذاکرات با ایالات متحده نیز ریاض حاضر نشد برخی تعهدات مدنظر واشنگتن را بپذیرد؛ از جمله، محدودیت دائمی در زمینه غنی سازی اورانیوم در خاک خود یا اعطای اختیارات گسترده به بازرسان بین المللی برای دسترسی فراتر از چارچوب های تعیین شده به تأسیسات هسته ای. از این منظر، توافق نهایی را نمی توان کاملاً منطبق با خواسته های اولیه عربستان یا همه مطالبات مطرح شده از سوی این کشور دانست. با این حال، دستیابی به آن در شرایطی صورت گرفت که برخی از شروط سخت گیرانه پیشین آمریکا کنار گذاشته شد و امکان پیشبرد همکاری هسته ای میان دو طرف فراهم آمد. عربستان هسته ای، اسراییل نگران در نهایت، منافع راهبردی ایالات متحده را می توان مهم ترین عامل در تصمیم واشنگتن برای پیشبرد توافق هسته ای با عربستان سعودی دانست؛ تصمیمی که برخلاف نگرانی ها و ملاحظات مطرح شده از سوی اسراییل اتخاذ شد. اسراییل با توسعه ظرفیت غنی سازی اورانیوم در عربستان مخالف است یا دست کم خواستار آن است که هرگونه همکاری هسته ای با ریاض به عادی سازی روابط این کشور با تل آویو مشروط شود. با این حال، دولت ترامپ با عبور از این ملاحظات، توافق را بر مبنای مجموعه ای از منافع کلان آمریکا دنبال کرد. نخست، این توافق فرصتی مهم برای تقویت صنعت هسته ای ایالات متحده فراهم می کند. واگذاری ساخت تأسیسات و زیرساخت های هسته ای مورد نیاز به شرکت های آمریکایی، افزون بر ایجاد منافع اقتصادی، می تواند توانمندی های فناوری هسته ای آمریکا را در معرض دید دیگر کشورهایی قرار دهد که به دنبال توسعه برنامه های انرژی هسته ای صلح آمیز هستند. دوم، واشنگتن از این توافق به عنوان ابزاری برای بازسازی و تقویت روابط خود با عربستان سعودی بهره می گیرد؛ روابطی که پس از تحولات امنیتی منطقه، به ویژه جنگ آمریکا و اسراییل علیه ایران، با چالش هایی روبه رو شده بود. در این دوره، نگرانی هایی میان کشورهای عربی خلیج فارس شکل گرفت که واشنگتن ممکن است منافع و دغدغه های امنیتی آن ها را در اولویت کافی قرار ندهد. سوم، ایالات متحده تلاش دارد از تعمیق همکاری عربستان با روسیه و چین در حوزه هسته ای جلوگیری کند. واشنگتن نگران است که در صورت عدم مشارکت فعال آمریکا، این دو قدرت رقیب به شرکای اصلی ریاض در توسعه برنامه هسته ای تبدیل شوند؛ مشابه الگویی که در مصر مشاهده می شود؛ جایی که یک پروژه بزرگ هسته ای صلح آمیز با مشارکت روسیه و با سرمایه گذاری حدود 30 میلیارد دلار در حال اجراست. سیلی به صورت اسراییل وب سایت روزنامه یدیعوت آحارونوت این توافق را سیلی به صورت اسراییل توصیف کرد و آن را نشانه ای از تغییر رویکرد کاخ سفید در قبال ملاحظات امنیتی تل آویو دانست. بر اساس این تحلیل، واشنگتن در تصمیم گیری های اخیر خود بیش از گذشته بر منافع مستقیم آمریکا تمرکز کرده و کمتر تحت تأثیر نگرانی های اسراییل قرار گرفته است. منابع اسراییلی این توافق را نگران کننده ارزیابی کرده و آن را بخشی از روندی گسترده تر برای کاهش نفوذ اسراییل بر تصمیمات راهبردی آمریکا می دانند. از نگاه این منابع، نمونه های مشابه این رویکرد را می توان در موضوع فروش جنگنده های اف-35 به ترکیه و نیز در اختلاف ها میان واشنگتن و تل آویو درباره چگونگی برخورد با توانمندی های موشکی ایران و شبکه متحدان منطقه ای آن مشاهده کرد. مخالفت اسراییل با غنی سازی اورانیوم در خاک عربستان، حتی در چارچوب یک برنامه صلح آمیز و تحت نظارت آمریکا، ریشه در نگرانی های امنیتی بلندمدت دارد. تل آویو بیم آن دارد که انتقال دانش و فناوری هسته ای به عربستان، در آینده زمینه ایجاد تأسیسات دیگری را خارج از کنترل و نظارت مستقیم آمریکا فراهم کند. علاوه بر نگرانی های فنی، اسراییل نسبت به تحولات سیاسی احتمالی در عربستان نیز هشدار می دهد. مقام های این کشور نگران اند که تغییرات داخلی در آینده بتواند کنترل تأسیسات هسته ای عربستان را به دست جریان هایی بسپارد که از دید اسراییل، قابل پیش بینی یا قابل اعتماد نیستند. خطر رقابت هسته ای در خاورمیانه نگرانی های اسراییل تنها به برنامه هسته ای عربستان محدود نمی شود. تل آویو بیم آن دارد پیشرفت ریاض در این حوزه، الگویی برای دیگر کشورهای منطقه، از جمله مصر، امارات متحده عربی و ترکیه، ایجاد کند و موج تازه ای از تلاش ها برای توسعه ظرفیت های هسته ای در خاورمیانه به راه اندازد. در داخل اسراییل، مخالفان دولت بنیامین نتانیاهو حملات تندی را متوجه نخست وزیر کرده و او را به یک شکست دوگانه در قبال عربستان متهم کرده اند: از دست دادن فرصت عادی سازی روابط با ریاض و هم زمان ناتوانی در جلوگیری از حرکت عربستان به سوی غنی سازی اورانیوم. آویگدور لیبرمن، رهبر حزب اسراییل بیتنا ، هشدار داد برنامه هسته ای عربستان می تواند در نهایت به شکل گیری توانمندی نظامی هسته ای و آغاز یک رقابت تسلیحاتی گسترده در خاورمیانه منجر شود. او تأکید کرد اسراییل باید مخالفت خود را با این روند به طور صریح اعلام کند و دولت نیز باید برای متوقف کردن آن، از ظرفیت خود در کنگره آمریکا استفاده کند. یاییر گولان، رییس حزب دموکرات ها و ژنرال ذخیره ارتش اسراییل، نیز نتانیاهو را متهم کرد که در پرونده عربستان موقعیتی بی سابقه ایجاد کرده است؛ به این معنا که اسراییل نه به عادی سازی روابط با ریاض دست یافته و نه توانسته مانع توسعه ظرفیت های هسته ای این کشور شود. در تل آویو، به تدریج نوعی اجماع سیاسی شکل گرفت مبنی بر اینکه توافق هسته ای میان آمریکا و عربستان، در مجموع به زیان منافع اسراییل تمام خواهد شد. در همین چارچوب، پیشنهادهایی برای تلاش به منظور متوقف کردن یا تغییر مفاد این توافق از طریق فعال سازی ظرفیت لابی های نزدیک به اسراییل و جلب حمایت متحدان این کشور در کنگره آمریکا مطرح شده است. در مقابل، برخی دیدگاه ها رویکرد متفاوتی را پیشنهاد کرده و به جای مقابله با توافق، بر ایجاد سازوکارهای امنیتی جدید، از جمله مشارکت احتمالی اسراییل در حفاظت از تأسیسات هسته ای آینده عربستان از طریق سامانه های دفاع هوایی و فناوری های امنیتی پیشرفته، تأکید داشته اند. از منظر برخی تحلیلگران، اگر شرایط منطقه متفاوت بود، می شد با اطمینان بیشتری انتظار داشت که برنامه هسته ای عربستان در چارچوبی صرفاً صلح آمیز باقی بماند. با این حال، تداوم ابهام راهبردی ناشی از وجود زرادخانه هسته ای اعلام نشده اسراییل از یک سو و احتمال دستیابی ایران به توانمندی مشابه از سوی دیگر، نگرانی ها درباره آغاز رقابت هسته ای در خاورمیانه را افزایش داده است. در چنین شرایطی، کشورهایی مانند مصر، ترکیه و عربستان که از ظرفیت های فنی، اقتصادی و سیاسی لازم برای حرکت به سمت برنامه های هسته ای پیشرفته برخوردارند، ممکن است در آینده احساس کنند برای حفظ موازنه قدرت منطقه ای، ناگزیر به دنبال گزینه های نظامی هسته ای بروند. چنین روندی می تواند خطر شکل گیری یک مسابقه تسلیحاتی پرهزینه و بی ثبات کننده در خاورمیانه را افزایش دهد. از این منظر، طرفداران ایده خاورمیانه عاری از سلاح های هسته ای معتقدند مقابله با این خطر تنها از مسیر ایجاد چارچوبی فراگیر برای خلع سلاح هسته ای در منطقه امکان پذیر است؛ چارچوبی که به باور آنان، باید از اسراییل و مسئله زرادخانه هسته ای این کشور آغاز شود. منبع: فرارو |