| سه کشور عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان با حضور محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، رجب طیب اردوغان، رییسجمهور ترکیه و شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، «توافقنامه دفاع مشترک مکه» را امضا کردند؛ توافقی که به گفته مقامهای سه کشور، با هدف تقویت بازدارندگی، امنیت و ثبات منطقهای شکل گرفته است. بر اساس مفاد اعلامشده این توافق، هرگونه حمله مسلحانه به یکی از سه کشور، حمله به تمامی اعضای این پیمان تلقی خواهد شد و سه کشور متعهد میشوند در چارچوب همکاریهای دفاعی مشترک، برای مقابله با تهدیدهای امنیتی اقدام کنند. از امضا تا عمل فاصله بسیار است تجربه انعقاد پیمان دفاعی میان عربستان و پاکستان در شهریور سال گذشته و پیش از وقوع اتفاقات جنگ ایران و آمریکا و حتی حملات اخیر یمن به عربستان ثابت کرده است که این گونه همکاری ها بیش از آن که ما به ازای واقعی و عملیاتی داشته باشند صرفا از سوی پاکستانی ها مسیری برای حل مشکلات مالی این کشور و از سوی سعودی ها هم صرفا ارضای شهوت ائتلاف سازی های سیاسی آن هاست. غیر از این هم این ائتلاف که برخی از آن به عنوان جای گذاری اولین خشت ناتوی اسلامی یاد می کنند؛ خواه ناخواه در مقابل مدل ترامپ برای آینده منطقه یا همان توافق ابراهیم قرار می گیرد. در این مسیر هم باید گفت که چه کسی می تواند تصور کند که ریاض، اسلام آباد و آنکارا اراده سیاسی لازم برای ایستادگی در برابر واشنگتن را داشته باشند؟ غیر از این مسئله طیف تهدیداتی که این سه کشور با آن مواجه هستند بسیار گسترده تر از آن است که در عمل بتوانند بند دفاع متقابل را اجرایی کنند؛ همین الان عربستان درگیر جنگ با یمن است و اتفاقا یمنی ها روز پنج شنبه در عملیاتی دقیق و حساب شده ضربه ای دردآور را به سعودی ها وارد کردند و با هدف قراردادن محل تجمع افسران سعودی تعداد قابل توجهی از آنان را به هلاکت رساندند و حتی گفته می شود که منصور الترکی، ژنرال سعودی که به عنوان مسئول اتاق عملیات در حضرموت اعزام شده بود هم در این عملیات کشته شده است. باید دید که ترکیه و پاکستان چگونه می توانند در این رویارویی به کمک عربستان بشتابند. بدیهی است که ایران باید بلافاصله هشدارهای لازم را در این زمینه به پاکستان و ترکیه بدهد. دلیلی دیگر برای ساخت سلاح هسته ای توسط ایران؟ فارغ از این که این ائتلاف سازی در نهایت تا چه میزانی می تواند موفق باشد؛ این اتفاق مطمئنا به عنوان زنگ خطری برای ایران تفسیر خواهد شد. مثلث همکاری سه کشور همسایه که همگی آن ها به هرحال در حال رقابت با ما هستند اصلا موضوعی نیست که ایران بتواند نسبت به آن بی تفاوت باشد. اولین نکته مهم توسعه چتر هسته ای پاکستان به این دو کشور است؛ چه تضمینی وجود دارد که پاکستانی ها که ید طولایی در فعالیت های بازارسیاه نظامی دارند و با توجه به اوضاع وخیم اقتصادیشان از فروختن هیچ چیزی هم ابایی ندارند (از خاطر نبرید که خود ایران در دوره ای از پاکستان سانتریفیوژهای دست دوم خریداری کرده بود) دست به انتقال فناوری تسلیحاتی هسته ای به این دو کشور نزنند؟ پاکستان در نقش معمار جدید نظم منطقه ای؟! همچنین این پیمان دفاعی را می توان به عنوان اولین نشانه از تغییرات در نظم دفاعی-امنیتی غرب آسیا تفسیر کرد. این موضوع را هم به یاد داشته باشید که حدود 10 روز پیش کویت نیز پیمان همکاری نظامی با پاکستان را به امضا رساند و گفته می شود که این شیخ نشین نیز به شدت علاقه مند به توسعه همکاری ها در سطح پیمان دفاعی متقابل است. مجموع این اتفاقات هرچند آمادگی منطقه برای عبور از مدل تامین امنیت صرفا آمریکا محور را نشان می دهد اما به شدت هوشیاری ایران را در مواجهه با خود می طلبد. ساده عرض می کنم؛ قرار نیست که ایران تاوان اخراج آمریکا از منطقه را بدهد و کشورهای دیگر مثل پاکستان یا ترکیه با سوء استفاده از خلأ ایجاد شده به دنبال جایگزینی نظم قبلی با نظم مطلوب خود باشند. لذا تعریف نظم مورد نظر ایران برای فردای منطقه شاید حتی از تصویب طرح تنگه هرمز هم برای کشور حیاتی تر باشد؛ چون حتی تنگه هرمز هم خود یک تکه از پازل نظم منطقه ای است. دستگاه دیپلماسی کشور باید هرچه زودتر در این زمینه فعال شود و رایزنی های خود را در پیش بگیرد. روزنامه خراسان |