| درباره انحلال قسد و انتصاب مظلوم عبدی به عنوان مشاور الشرع، دیدگاههای متفاوت و متضادی در ترکیه وجود دارد. به گزارش تسنیم، چند روز از اعلام انحلال گروه شبه نظامی «قسد» در سوریه گذشته و مظلوم عبدی فرمانده این گروه، به عنوان مشاور احمد الشرع رییس جمهور سوریه معرفی شده است. با این حال، تب و تاب اظهارنظر درباره این تحولات، در رسانههای ترکیه و محافل سیاسی این کشور، هنوز هم فرو ننشسته است. چرا که «قسد» به عنوان یک نهاد شبه نظامی اقماری پ.ک.ک، بیش از یک دهه آماج حملات ترکیه بود و رسیدن به وضعیت فعلی، ناشی از توافق عبدالله اوجالان برای انحلال پ.ک.ک بوده و او بود که به درخواست مقامات ترکیه، از مظلوم عبدی و نیروهایش خواست، به ارتش سوریه بپیوندند. با انحلال گروه شبه نظامی قسد و ساختار موسوم به خودگردانی و کانتونهای شمال سوریه، حالا رسانههای نزدیک به حزب حاکم ترکیه، غریو پیروزی سردادهاند. با این حال، تحلیلگران میگویند: معادلات سیاسی و امنیتی سوریه پیچیده است و صرفاً با انحلال گروههای نزدیک به پ.ک.ک، آنکارا نمیتواند خود را پیروز میدان قلمداد کند. در این چند روز، بسیاری از تحلیلگران ترکیه درباره این موضوع اظهار نظر کردهاند. ییلدرای اوغور، یکی از این تحلیلگران مشهور است که به ابعاد جالبی از انحلال قسد اشاره کرده است. او که یادداشت هایش را در پایگاه تحلیلی سربستیت و روزنامه قرار گازته منتشر میکند، معادلات امنیتی کردهای سوریه و تحولات سالیان اخیر را از دریچه دغدغههای سیاسی – امنیتی مقامات آنکارا تحلیل میکند. یادداشت ییلدرای اوغور درباره این موضوع را با هم مرور میکنیم: سالها به تکرار چند اسم مستعار عادت کرده بودیم: شاهین جیلو، فرهاد عبدی شاهین، مظلوم کوبانی، ژنرال مظلوم، مظلوم عبدی. 40 سال است که مظلوم عبدی 59 ساله با این نامها شناخته میشود، اما او سرانجام نامِ واقعی و شناسنامهای خود را پس گرفت و در حکمی که برای او به عنوان مشاور رییس جمهوری سوریه صادر شده، نامش مصطفی خلیل عبدی است. تا دیروز، «نیروهای دموکراتیک سوریه» یا قسد و دولت خودمختار آنها در شمال سوریه یا روژاوا، که با حمایت مستقیم آمریکا فعالیت میکردند. ولی اکنون بخشی از دولت سوریه هستند. ولی مساله اینجاست که این توافق، واکنشهای کاملاً متضادی را از دو گروه مخالف به دنبال داشته است. برخی از محافل اپوزیسیون ملیگرا و به ویژه ملیگرایان افراطی در ترکیه، که به شدت روی این تز سرمایهگذاری کرده بودند که «قسد هرگز سلاح خود را زمین نخواهد گذاشت و پ.ک.ک با زمین گذاشتن سلاحهای خود در طول روند صلح ما را فریب میدهد»، اکنون با استدلالهای ضعیفی شروع به ادعا کردهاند که قسد نه تنها سلاحهای خود را زمین نگذاشته، بلکه حتی ارتش سوریه را نیز به دست گرفته است! از دیگر سو، جریانات ناسیونالیست کُردی در ترکیه و سوریه نیز واکنشهای متفاوتی دارند. بسیاری از آنها، از انحلال قسد و نقش آفرینی اوجالان انتقاد میکنند و معتقدند که آنها در برابر دمشق، تسلیم شدهاند. اخیراً، سینان چیفتیورک از نمایندگان کُرد پارلمان ترکیه و از سران حزب سوسیالیست کردستان، آشکارا انتصاب عبدی به عنوان مشاور احمد الشرع را یک دستاورد بیارزش و تحقیرآمیز دانست. اگر رسانهها، صفحات خود را به روی کارشناسان، سیاستمداران و روزنامهنگاران ملیگرا باز کنند، میتوانیم به وضوح ببینیم که هم ملی گرای ترک و هم ملی گرای کُرد، واکنشی منفی به انحلال قسد دارند. در واقع، هر دو ملیگرایی در یک نقطه مشترک به هم میرسند و قدرت کردها را با قدرت سازمانهای مسلح میسنجند. اما سوال اینجاست: آیا واقعاً، کردها وقتی سلاحهای خود را زمین میگذارند، ضرر میکنند؟ برای پاسخ به این سوال، باید پیش از هر چیز درباره مفاهیم سود و خسران بحث کنیم. دیروز در رسانهها دیدیم که مراد قاراییلان، فرمانده شاخه نظامی پ.ک.ک، رسماً اعلام کرد که پ.ک.ک در درگیریهای بین سالهای 1976 تا 2026 میلادی 27 هزار نفر تلفات داشته است. قبلاً این آمار حتی 50 هزار نفر ذکر شده بود. ولی حالا پس از انحلال پ.ک.ک و آغاز روند خلع سلاح، فهرست کشته شدگان منتشر میشود. پ.ک.ک به شکل عامدانه و هدفمند، تاکنون از اطلاع رسانی درباره سرنوشت هزاران عضو خود، پرهیز کرده بود. ولی حالا مشخص شده که اغلب آنها کشته شدهاند و در چندین شهر ترکیه شاهد برپاشدن چادرهای عزاداری هستیم. البته صدور مجوز عزاداری هم، موضوعی است که از سوی ملی گرایان ترکیه مورد انتقاد قرار گرفته و معتقدند که دولت نباید اجازه دهد برای فردی که چند سال قبل به عنوان تروریست در درگیری کشته شده، مجلس ختم برگزار شود. اما باید به این مراسمهای عزاداری از منظر دیگری نگاه کرد. اینها فقط مراسم عزاداری برای یک سازمان منحل شده نیستند. این مراسمها، تنها گوشهای از لیست و ترازنامه تلفات کردها در مبارزه مسلحانه است. 27 هزار نفر، فقط شمار کشته شدگان پ.ک.ک است. ولی به موازات آن، دهها هزار خانواده کُرد ترکیه تحت تاثیر این رویدادها قرار گرفتهاند. وقتی به لیست کشته شدگان پ.ک.ک مینگرید، متوجه میشوید که اغلب کشته شدگان، جوانان کم سن و سالی هستند که پس از سال 2015 میلادی به پ.ک.ک پیوسته بودند. این نشان میدهد که فعالیت مسلحانه، چه هزینه سنگینی برای کردها ایجاد کرده است. پس از اعلام انحلال پ.ک.ک و توافق نهایی بین دولت و اوجالان، صدها خانواده، خود را مهیا کرده بودند که شاهد بازگشت فرزندانشان از کوههای شمال عراق و قرارگاههای پ.ک.ک باشند. ولی حالا مشخص شده که تعداد کمی برمی گردند و اغلب آنهایی که رفته بودند، در حملات هوایی و درگیریها کشته شدهاند. شمار بیشترین کشته شدگان پ.ک.ک متعلق به این دو گروه است: 1.افرادی که پس از شکست مذاکرات صلح سال 2014 میلادی و آغاز مجددِ درگیری و جنگ، به پ.ک.ک پیوستند. 2.افرادی که عضو پ.ک.ک و اهل ترکیه بودند، اما غالباً در شمال سوریه و در صفوف نیروهای قسد و ی.پ.گ در درگیریهای مختلف، کشته شدند. با نگاهی به واقعیتهای بالا، کردها به این جمع بندی رسیدهاند که اگر مذاکرات سال 2014 شکست نمیخورد، این همه جوان، کشته نمیشدند. بنابراین، قبل از پرسیدن این سوال که «اگر پ.ک.ک سلاحهای خود را زمین بگذارد، کردها چه چیزی را از دست خواهند داد؟»، باید چنین پرسشی مطرح کرد: اگر پ.ک.ک سلاحهای خود را زمین نگذارد، کردها چه چیز بیشتری را از دست خواهند داد؟ همین سوال برای نیروهای قسد نیز صدق میکند. قبلاً تصور میشد که ساختارهای مسلح مانند پ.ک.ک، قسد و پژاک، ظرفیت نقش آفرینی و دستیابی به دستاوردهای نظامی در مبارزات قدرت منطقهای را دارند. اما در اینجا یک تناقض قابل توجه وجود دارد. این گروههای مسلح کُرد، چنان قدرت و توان رزمی قابل توجهی ندارند که بتوانند در برابر نظامیان ترکیه، سوریه و ایران بجنگند و به نتایج سیاسی پایدار دست یابند. آنها قدرت آن را هم ندارند که از کردها یا از خودشان محافظت کنند. تنها کاری که از دستشان برآمده، این بوده که کردها را به ابزار و هدف در مبارزات بین قدرتهای بزرگ تبدیل کنند. تجربه سوریه در دهه گذشته، ملموسترین نمونه این موضوع است. آمریکا در طول مبارزه با داعش، رابطه نظامی بسیار نزدیکی با نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) برقرار کرد. آنها سلاح، آموزش و حمایت مالی در اختیار این نیروها گذاشتند و عملیات مشترک انجام دادند. این رابطه گاهی اوقات توسط کردها به عنوان یک اتحاد استراتژیک با ایالات متحده تلقی میشد. اما واقعیت این بود که واشنگتن، صرفاً برای مدتی کوتاه، به توان رزمی کردها نیاز داشت. همین! پس نیاز واشنگتن، تضمین آینده سیاسی بلندمدت کردهای سوریه نبود، بلکه یافتن یک نیروی سازمانیافته و مسلح برای مبارزه با داعش در میدان بود. قسد نیز تا زمانی که این نیاز را برآورده میکرد، اهمیت داشت. اما زمانی که آن نیاز رفع شد، ماهیت رابطه نیز تغییر کرد. چنین شد که آمریکاییها از سوریه عقبنشینی کردند و قسد در کنار نیروهای دائمی منطقه تنها ماند. مساله از دید کردها چنین بود: ارزش ژئوپلیتیکی موقت ایجاد شده توسط چند هزار نفر نیروی مسلح، آینده میلیونها نفر را به منافع متغیر قدرتهای بزرگ گره زد. ولی این تصور غلط بود. با این حال، کردها وقتی سلاحهای خود را زمین بگذارند، پتانسیل بیشتر و پایدارتری خواهند داشت. قدرت واقعی کردها، نه مسلسلهای سنگین دوشکا و راکتاندازها، بلکه نیروی جمعیتی آنها است. نیرویی که هیچکس نمیتواند آن را نادیده بگیرد. در کشوری مانند ترکیه که انتخابات برگزار میشود، این به معنای یک نیروی سیاسی است که همه باید با آن مذاکره کنند. شاید بزرگترین توهمی که توسط گروههای مسلح کُرد ایجاد شده، برابر دانستن قدرت سازمان با قدرت کردها باشد. این در حالی است که در دنیای واقعی، هرچه کردها غیرنظامیتر میشوند، قویتر میشوند. یک کُرد مسلح، ناچار است در کنار قدرتهای بزرگ باشد. ولی یک کُرد کنشگر سیاسی، ناچار است در همان کشوری که زندگی میکند، با دولت بر سر مساله سیاست چانه زنی کند. وقتی پ.ک.ک سلاحهای خود را زمین میگذارد، احتمال اینکه جمهوری ترکیه واقعاً به دولت کردها تبدیل شود، افزایش مییابد. این وضعیت در سوریه و حکومت جدید این کشور نیز چنین روالی دارد. بنابراین، کسانی که به کنار گذاشتن سلاح توسط پ.ک.ک و انحلال قسد انتقاد دارند و میگویند «کردها شکست خوردهاند»، باید توضیح دهند که آن همه فعالیت مسلحانه چه حاصلی داشت؟ وقتی که میتوان در میدان مشارکت سیاسی، دستاوردهای بزرگتری داشت، چرا باید بر سر ادامه تنش پافشاری کرد؟ وقتی کردها سلاحهای خود را از دست میدهند، قدرت جمعیتی و سیاسی خود را دوباره به دست میآورند. |