به گزارش ورزش سه، کمی دیرتر از بقیه با موهای بافته وارد چمن نقش جهان شد تا هوادران استقلال یکصدا برایش فریاد بزنند. او چهره متفاوت دربی در زمان گرم کردن بود با بازوبندی که در غیاب روزبه چشمی به بازویش بسته شده و مسئولیتش را بیشتر میکرد. اما یکی دو ساعت بعد سرمربی استقلال در مسیر نشستن در داخل اتوبوس با سگرمههای درهم تصمیمش را به بیژن طاهری مدیر تیم اعلام کرد: به صالح بگویید فعلا در تیم جایی ندارد.
بمب! آقا بیژن مثل همیشه برای انتقال این خبرها دست دست میکند تا شاید اگر عصبانیتی پشت آن باشد، نظر سهراب عوض شود. البته تا بحال سرمربی استقلال از یک تصمیم عقب نکشیده اما صالح حردانی بازیکن متفاوتی با ابولافضل جلالی و عارف غلامی و امیرعلی صادقی است.
این تصمیم، فارغ از اینکه در نهایت دربارهاش چه حکمی صادر خواهد شد، یک چیز را درباره سرمربی استقلال قطعی کرد: بختیاریزاده حاضر است برای چیزی که آن را نظم تیم میداند، هزینه هم بدهد، کاری که اغلب مربیان با استیلای فضای مجازی از آن دوری میکنند.  گاهی این هزینه خیلی زود از راه میرسد. استقلال همین حالا هم با محدودیت نفرات روبهروست و بازی بعدیاش در اراک، بازیای نیست که بتوان در آن بهسادگی از یک بازیکن مهم چشم پوشید. اگر استقلال برنده شود، تصمیم سهراب بخشی از همان داستان پیروزی خواهد شد اما اگر نتیجه نگیرد میدان در دست هواداران دمدمی خواهد بود که نتیجه برایشان از هر چیزی مهمتر است فارغ از اینکه شاید استقلال با حردانی هم در اراک موفق نشود (یا بشود).
اصول ارزشمندند اما اگر اجرایشان دشوار باشد پای شما را سست میکند. اما سهراب به یک جلسه خصوصی برای تادیب بازیکن راضی نشد و رفتار بد کاپیتان تیمش در رختکن را با برخوردی علنی پاسخ داد.
بختیاریزاده پیش از این هم نشان داده بود که ماندن روی نیمکت استقلال برایش به هر قیمتی هدف نیست. چند ماه قبل، در دورهای که به عنوان سرمربی موقت هدایت تیم را بر عهده داشت و اتفاقا نتایج خوبی هم گرفته بود حاضر نشد بدون تامین نظراتش به کار ادامه دهد و شاید برای اولین بار در این سالها یک سرمربی از استقلال کنار کشید.
آن تصمیم در آن مقطع شاید بیشتر شبیه موضعگیری یک مربی تحت فشار به نظر میرسید. امروز اما میتوان آنها را از زاویه دیگری دید: اینکه سهراب بختیاریزاده همیشه راحتترین تصمیم را انتخاب نکرده است. برخی مربیان ترجیح میدهند از کنار مسائل درون تیمی عبور کرده و آنها را نبینند. اما سهراب چشمها را نمیبندد.حالا هم در شرایطی که استقلال به بازیکن نیاز دارد، تصمیم گرفته بازوبند کاپیتانی برای حردانی مصونیت ایجاد نکند. جالب اینکه از دیروز و با انتشار خبر دو روایت نزدیک از اتفاق رختکن در اختیار رسانه ها قرار گرفته که به نظر میرسد از سوی نزدیکان یا خود بازیکن، بدون ذکر نام، صورت گرفته باشد.( اثبات چنین موضوعی کار حردانی در استقلال را سختتر خواهد کرد).
در فوتبال بزرگ، چنین تصمیمهایی بیسابقه نیست. پپ گواردیولا هم زمانی که کایل واکر، کاپیتان و یکی از قدیمیترین بازیکنان منچسترسیتی، در ژانویه شکستبار تیم در دو فصل پیش با بایرن مذاکره کرد بلافاصله از تیم کنار گذاشته شد. در آن زمان سیتی در اوج بحران بود اما پپ عقب ننشست حتی به قیمت ادامه باختها و تحمل بحرانی بیسابقه در این باشگاه.
این همان مرزی است که بختیاریزاده حالا به آن رسیده است.او میتوانست اختلاف را یک بحث معمولی بین دو بازیکن بداند. میتوانست به خاطر کمبود بازیکن از کنار آن بگذرد. میتوانست بازوبند کاپیتانی را بهانهای برای مصالحه قرار دهد. اما هیچکدام را انتخاب نکرد.
اما حالا نوبت فوتبال است که درباره این انتخاب قضاوت کند. اراک، اولین پاسخ را خواهد داد.
اگر استقلال نتیجه بگیرد، سهراب یک قدم دیگر به تصویری که از خودش ساخته نزدیک میشود. مربیای که حاضر نیست اصولش را با خوشامد هوادار معامله کند. درعین حال اگر تیم نتیجه نگیرد، منتقدان خواهند گفت او در زمانی که تیم به همه نفراتش احتیاج داشت، یک بازیکن مهم را از دسترس خارج کرد.
سهراب تلاش میکند با سختگیری یک فرهنگ تیمی ایجاد کند که تا امروز جواب هم داده است. آنها تیم دوم لیگ برترند و با یکی از سختترین قرعهها بدون شکست پیش میروند.
بازی بعدی آنها مقابل پدیده امسال لیگ است. شکست میتواند دردناک و پیروزی میتواند شگفتانگیز باشد. اما تصمیم شجاعانه لزوماً تصمیمی نیست که حتماً جواب بدهد. تصمیم شجاعانه تصمیمی است که مربی میداند ممکن است برایش هزینه داشته باشد و با این حال از آن عقب نمینشیند. براوو سهراب! |