به گزارش ورزش سه، مهدی مهدویکیا در مصاحبهای که اخیراً انجام داده، علاوه بر صحبت درباره تجربیات بسیار مهمی که طی دوران فوتبالش به دست آورده، از چالشها و سختیهایی که در حوزه کشف استعدادها با آنها مواجه شده نیز حرفهای جالبی زده که شاید یکی از جالبترین روایتهایش درباره سرنوشت یکی از بازیکنانی است که توانست مقدمات انتقالش را به یکی از تیمهای مطرح اسپانیایی فراهم کند.
مهدویکیا طی این گفتگو ضمن توصیه و تأکید بسیار زیاد به بازیکنانِ پایه، درباره اثرات مثبت یادگیری زبان انگلیسی، از افرادی که این روزها با پرداخت مبالغ غیرمتعارف استعدادهای فوتبال پایه را اغوا میکنند انتقاد کرد و در همین رابطه داستانی را روایت کرد که میتواند الگوی مفیدی برای بازیکنان نسل جدید تیم ملی فوتبال ایران باشد.
ستاره بیچونوچرای فوتبال ایران در دهه نود، بدون اینکه نامی از این بازیکن ببرد، گفت:
"حدود دو سال پیش مدیران استعدادیابی باشگاه لگانس پس از تماشای بازی یکی از بازیکنان آکادمی کیا در رقابتهای جام جهانی زیر هفده سال، خواهان پیوستن این بازیکن شدند و به این ترتیب مقدمات حضور این مدافع راست خوش آتیه را در اسپانیا و شهر مادرید فراهم کردیم و او در سن ۱۸ سالگی با عقد قراردادی چهار ساله راهی لگانس شد."
تیم فوتبال مطرحی در شهر مادرید که در زمینه رشد و استعدادیابی بازیکنان پایه، امکانات زیادی دارد و طی سالیان اخیر بازیکنان مطرحی را به فوتبال اروپا معرفی کرده است.  مهدویکیا در ادامه گفت:
"همزمان با عقد قرارداد با این بازیکن ایرانی، یک استعداد جوان از ساحل عاج نیز با هفده سال به لگانس آمد و او نیز قراردادی چهار ساله امضا کرد."
باشگاه لگانس براساس مفاد قرارداد، امکانات و شرایط یکسانی برای هر دو نفر ایجاد کرد و هر دو نفر، در کمپ این باشگاه مستقر شدند تا پس از بازی در تیم دوم لگانس و رشد و پیشرفت احتمالی، به تشخیص سرمربی به تیم اول راه پیدا کنند."
مسیری کاملاً طبیعی و روتین که در فوتبال دنیا کاملاً مرسوم است، چراکه این دسته از بازیکنان قبل از هر چیزی باید ابتدا خودشان را با محیط و فضای جدیدی که وارد شدهاند وفق دهند، زبان یاد بگیرند و فضای جدید باشگاه را بشناسند تا رفتهرفته به تیم اصلی راه پیدا کنند.
مهدویکیا که در حین تعریف این ماجرا از شدت ناراحتی تارهای صوتیاش میلرزید ادامه داد:
"پس از مدت زمان کوتاهی از پیوستن این بازیکن به لگانس، در کمال تأسف، اطرافیان این بچه، صرفاً به خاطر تأمین منافع خودشان، دائم از شرایط لاکچری همبازیهایش در ایران برای او تعریف میکردند تا او را هرطور که میشود به ایران بازگردانند. برای مثال میگفتند دوستانت علاوه بر داشتن خانه و ماشین، به پولهای میلیاردی رسیدند، اما تو هنوز در تیم دوم لگانس هم جایگاهی نداری. علاوه بر این، خدمت سربازیات را میخواهی چکار کنی؟! بهتر است به ایران برگردی تا یک قرارداد میلیاردی برای تو هم ببندیم و به تیم ملی راه پیدا کنی!"
مهدویکیا که مشخص است وسواس زیادی روی فراگیری زبان انگلیسی دارد، در ادامه گفت:
" این افراد آنقدر روی ذهن این بازیکن جوان کار کردند که او حتی دلیلی برای خواندن زبان نمیدید و از یادگیری زبان طفره میرفت، چراکه هیچ آیندهای برای خود در اسپانیا متصور نبود و این در حالی است که یادگیری هر زبانی، صرفنظر از اینکه میتواند باعث سریعتر شدن رشد هر استعدادی شود، به شما در پیشرفت در هر زمینهای کمک میکند. هرچه به او گفتیم تو قرارداد چهار ساله داری و این یعنی که آنها قصد دارند در یک پروسه چهار ساله از تو یک ستاره بسازند و نباید در این مسیر عجله کنی، اما او تحت تاثیر مشورت با مشاوران اشتباه، دائم درخواست بازی در تیم اصلی لگانس را مطرح میکرد،که به هیچ وجه میسر نبود."
عضو تیم قرن باشگاه هامبورگ با افسوسی هرچه تمامتر اظهار داشت:
"در نهایت این بازیکن به بهانه تعیین تکلیف خدمت سربازیاش به ایران رفت و در کمال ناباوری موبایلش را خاموش کرد و هرچقدر باشگاه لگانس سعی کرد به هر نحوی با او تماس بگیرد تا او را برگرداند، موفق نشد. هر چقدر به او گفتیم برای تحقق رویاهت باید شرایط سخت امروز را تحمل کنی و برای بدست آوردن جایگاه و آرزوهایت بجنگی، بی فایده بود. این در شرایطی است که او با لگانس قراردادی چهار ساله امضا کرده بود، اما دیگر حاضر نشد به مادرید و باشگاه لگانس برگردد و ترجیح داد فوتبالش را در ایران دنبال کند." نام این بازیکن نیما اندرز است، مدافع راست سابق تیم نوجوانان ایران که با درخشش در جامجهانی زیر ۱۷ سال، مورد توجه تیم لگانس اسپانیا گرفت اما بعد از مدتی به دلایلی که اشاره شد، به ایران بازگشت و ماه گذشته با عقد قراردادی دو ساله به باشگاه استقلال خوزستان پیوست.  اما شاید برایتان جالب باشد که آن بازیکن ۱۷ ساله ساحل عاجی چه کسی بود و امروز در کجا فوتبالش را دنبال میکند؟
او برخلاف نیما اندرز، شرایط سخت برهه ابتدایی را تحمل کرد و ماند و برای تک تک خواسته هایش مبارزه کرد و پا پس نکشید تا اینکه توانست تنها پس از سه بازی برای لگانس بی، به تیم اصلی راه پیدا کند.
این بازیکن طی یازده بازی برای تیم اصلی لگانس آمار ۳ گل و ۵ پاس گل را به نام خودش به ثبت رساند تا با پیشنهادی ۱۷ میلیون دلاری به لایپزیک آلمان بپیوندد و در ادامه با درخشش در این تیم به عنوان جوان اول فصل بوندسلیگا معرفی شود و متعاقباً به تیم ملی ساحل عاج دعوت شود.
او در ادامه روند خوبش توانست با نمایشهای دیدنی همراه با تیم ملی ساحل عاج در جام جهانی، نظر ژوزه مورینیو و سران باشگاه رئال مادرید را به خود جلب کند تا در یک انتقال غیر قابل باور ، بدل به گرانترین بازیکن تاریخ باشگاه رئال مادرید شود! همان بازیکنی کمتر از دو سال پیش همراه با نیما اندرز مدافع راست استقلال خوزستان در یک کمپ مستقر بود. قطعاً همه شما پی به نام این ستاره جوان فوتبال بردهاید. او همان «یان دیومانده» معروف است، وینگر چپ سابق لایپزیک و این روزهای باشگاه رئال مادرید که در یک فاصله زمانی کوتاه با نیما اندرز، وارد باشگاه لگانس شد، اما امروز به دلایل زیادی، دو شرایط کاملاً متفاوت را تجربه میکنند.  پر واضح است هیچکس نمیتواند بگوید اگر اندرز در اسپانیا میماند، حتماً به همان سرنوشت دیومانده میرسید. پیشرفت در فوتبال تابعی از عوامل پیشبینیناپذیری است که حتی در صورت رعایت تمام جزئیاتش، هیچ تضمینی را برنمیتابد، اما پیروی از تجربیات گرانبهای افراد موفقی مثل مهدی مهدویکیا، به همان اندازه که میتواند درصد احتمال موفقیت را افزایش دهد، میتواند ضریب خطا در اخذ تصمیمات حیاتی را به کمترین حد ممکن کاهش دهد..
شاید یک پسر هجدهساله وقتی چمدانش را به مقصد اروپا میبندد، هنوز نداند سختترین بخش این سفر، رسیدن نیست، بلکه ماندن و تاب آوردن است. خوشبختی به آنهایی میرسد که در سختترین روزها، تسلیم نمیشوند. شاید فاصله میان یک رؤیای نیمهتمام و یک رؤیای بزرگ، فقط همان لحظهای باشد که تصمیم میگیری بمانی و ادامه بدهی. |