| حمله اوکراین به یک کشتی تجاری ایران در دریای خزر، همزمان با توقف حملات مستقیم آمریکا علیه ایران، معادلات امنیتی منطقه را وارد مرحله تازه ای کرده است. اگرچه فروکش کردن نسبی تقابل های نظامی، امیدها برای حرکت به سمت دیپلماسی را پررنگ تر کرده است، اما ناظران بین المللی بر این باورند که بحران پایان نیافته، بلکه صرفاً تغییر شکل داده است. به گزارش فرارو، فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین ایران و تحلیلگر سیاست خارجی، شرایط کنونی را با عنوان آتش بس مسلح توصیف می کند. او در گفتگو با فرارو معتقد است که منطقه در وضعیتی مبهم است که در آن، رقابت قدرت ها از فاز جنگ مستقیم به سوی اعمال فشارهای سیاسی، تشدید اهرم های اقتصادی و طراحی عملیات های محدود تغییر مسیر داده است. از نگاه این دیپلمات پیشین، کشیده شدن دامنه تنش ها به آب های خزر، می تواند سیگنالی از گسترش خطرناک جغرافیای بحران باشد. تغییر تاکتیک واشنگتن فریدون مجلسی به فرارو گفت: در عرصه روابط بین الملل، پایان یافتن یک حمله لزوماً به معنای خاتمه یافتن کل بحران نیست. تاریخ دیپلماسی نشان می دهد که گاهی توقف شلیک ها، درست نقطه آغاز مرحله ای به مراتب پیچیده تر از رقابت قدرت هاست. او در ادامه افزود: در این مرحله جدید، ابزارهایی نظیر دیپلماسی، استراتژی های بازدارندگی، فشارهای اقتصادی و عملیات های محدود امنیتی، جایگزین جنگ مستقیم می شوند. تحولات پرشتاب روزهای اخیر نیز دقیقاً از همین الگوی رفتاری پیروی می کند. مجلسی با اشاره به رفتار دوگانه بازیگران تصریح کرد: از یک سو، آمریکا پس از انجام عملیات هایی در سطح منطقه، فعلاً از ادامه رویارویی نظامی خودداری کرده و نشانه هایی از تمایل به مهار بحران از مسیر دیپلماسی دیده می شود. اما از سوی دیگر، ادعای حمله اوکراین به یک شناور ایرانی در خزربه وضوح نشان داد که دامنه جنگ در حال گسترش به حوزه هایی است که تا همین چند ماه پیش، کاملاً خارج از میدان نبرد تلقی می شدند. وی با نگاهی کلان تر تأکید کرد: اگر از منظر ژئوپلیتیک به این ماجراهای اخیر نگاه کنیم، هر دو بخشی از یک تحول بزرگ تر هستند؛ تغییر شکل منازعات بین المللی از جنگ های کلاسیک به رقابت های چندجبهه ای و کنترل شده. نکته کلیدی این است که واشنگتن، مسکو و حتی کی یف، همگی تلاش می کنند تا بدون ورود به یک جنگ فراگیر، بیشترین فشار ممکن را بر رقیب وارد کنند. به همین دلیل، توقف مقطعی حملات را نباید به منزله پایان بحران تعبیر کرد، بلکه باید آن را بخشی از تغییر تاکتیک در مدیریت بحران دانست. استراتژی جایگزین آمریکا این تحلیلگر سیاست خارجی در بخش دیگری از صحبت های خود، با اشاره به جدیدترین تحولات استراتژیک خاطرنشان کرد: آمریکا همچنان گزینه دیپلماسی را روی میز نگه داشته، اما به صورت همزمان، حضور نظامی خود در منطقه و ابزارهای فشار را نیز حفظ کرده است. وی این رویکرد را چنین تشریح کرد: این همان الگویی است که در ادبیات راهبردی آمریکا از آن با عنوان "دیپلماسی از موضع قدرت" یاد می شود؛ یعنی کاهش درگیری مستقیم بدون از دست دادن اهرم های بازدارندگی. در چنین شرایطی، سخن گفتن از پایان جنگ زود است. آنچه امروز شاهد آن هستیم، ورود منطقه به مرحله ای است که شاید بتوان آن را "آتش بس مسلح" نامید؛ وضعیتی که در آن، گلوله ها کمتر شلیک می شوند اما رقابت قدرت ها با ابزارهای دیگر ادامه پیدا می کند. مجلسی در تبیین نگاه واشنگتن افزود: واشنگتن بیش از آنکه به دنبال یک رویارویی طولانی مدت باشد، تلاش می کند هزینه های راهبردی ایران را افزایش دهد، بی آنکه خود درگیر جنگی فرسایشی شود. تجربه عراق و افغانستان هنوز در حافظه سیاستمداران آمریکایی زنده است و هیچ دولتی در آمریکا تمایل ندارد وارد جنگی شود که پایان آن قابل پیش بینی نباشد. در سوی دیگر نیز ایران، پس از عبور از مرحله رویارویی مستقیم، اکنون بیش از گذشته بر حفظ بازدارندگی و همزمان جلوگیری از گسترش جنگ تمرکز کرده است. توسعه جغرافیای جنگ این تحلیلگر حوزه سیاست خارجی با تأکید بر اینکه توقف حملات را نباید نشانه عقب نشینی یا پیروزی کامل هیچ یک از طرفین دانست، اظهار داشت: هر دو طرف در حال آزمودن مرحله ای هستند که در آن، دیپلماسی و فشار به طور همزمان پیش می رود. مجلسی در ادامه به مسئله ملتهب دریای خزر پرداخت و گفت: درست در همین مقطع، تحول دیگری معادلات امنیتی ایران را وارد مرحله تازه ای کرد؛ حمله اوکراین به یک شناور تجاری ایران در دریای خزر؛ رخدادی است که شاید در نگاه نخست صرفاً یک حادثه محدود دریایی به نظر برسد، اما از منظر ژئوپلیتیک، معنایی بسیار فراتر از یک عملیات نظامی دارد. وی با اشاره به جایگاه سنتی خزر افزود: برای سال ها تصور می شد دریای خزر به دلیل ویژگی های حقوقی و توافقات میان کشورهای ساحلی، از تنش های جنگ اوکراین دور خواهد ماند، اما اکنون این فرض با چالشی جدی روبه رو شده است. دیپلمات پیشین تصریح کرد: البته دریای خزر هنوز ظرفیت تبدیل شدن به یک جبهه کلاسیک جنگ را ندارد. رژیم حقوقی این دریا، حضور پنج کشور ساحلی و منافع مشترک اقتصادی، مانع از آن است که این پهنه آبی به آسانی به میدان رویارویی گسترده تبدیل شود. اما این بدان معنا نیست که خزر از رقابت های ژئوپلیتیکی مصون خواهد ماند. سه سناریوی محتمل پیش روی خاورمیانه مجلسی در بخش پایانی این گفت وگو، در تشریح روندهای احتمالی پیش رو گفت: در چنین فضایی، سه سناریوی اصلی پیش روی منطقه قرار دارد: سناریوی نخست؛ تثبیت وضعیت موجود: این سناریو به معنای ادامه توقف رویارویی های مستقیم نظامی، حفظ کانال های دیپلماتیک، اما تداوم فشارهای اقتصادی، اطلاعاتی و عملیات های محدود است. سناریوی دوم؛ احیای تدریجی مسیر مذاکرات: تجربه پرونده هسته ای ایران نشان داده که حتی در اوج تنش های نظامی نیز کانال های ارتباطی هیچ گاه به طور کامل بسته نمی شوند. اگر دو طرف به این جمع بندی برسند که هزینه های ادامه تنش از منافع آن بیشتر شده است، توقف حملات می تواند به سکوی آغاز گفت وگوهای جدید تبدیل شود؛ هرچند این مسیر، طولانی و پرپیچ وخم خواهد بود. سناریوی سوم؛ بازگشت به چرخه تشدید تنش در اثر خطای محاسباتی: در محیط های امنیتی پیچیده، گاه یک حادثه محدود، حمله به یک شناور، هدف قرار گرفتن یک پایگاه یا سوءبرداشت از یک اقدام نظامی می تواند زنجیره ای از واکنش ها را فعال کند که کنترل آن از دست بازیگران خارج شود. تاریخ روابط بین الملل، از جنگ جهانی اول تا بحران های معاصر، بارها چنین تجربه ای را ثبت کرده است. منبع: فرارو |