به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری، فهیمه پورفراشزاده در رساله دکتری خود با راهنمایی عقیل مددی در دانشگاه محقق اردبیلی، پژوهشی با عنوان «تحلیل و مدلسازی روابط اکوژئومورفیک در حوضههای رودخانهای تالش» انجام داده است. پورفراشزاده با اشاره به اهمیت مدیریت جامع حوضههای آبخیز گفت: در سالهای اخیر، تغییرات محیطزیستی و نابسامانیهای گسترده در حوضههای آبخیز کشور، ضرورت شناخت دقیقتر روابط میان اجزای مختلف طبیعت را افزایش داده است. در این پژوهش تلاش شد با رویکردی بینرشتهای ارتباط میان سه عنصر مهم شامل زمین، پوشش گیاهی و منابع آب در حوضههای آبخیز تالش در شمالغرب ایران بررسی شود. وی افزود: منطقه تالش بهدلیل برخورداری از جنگلهای ارزشمند هیرکانی و همچنین تغییرات قابلتوجه محیطی، ظرفیت مناسبی برای مطالعه روابط متقابل میان پوشش جنگلی، ویژگیهای زمین و منابع آب دارد. هدف اصلی پژوهش، شناسایی مناطق مستعد جنگلزدایی، بررسی تأثیر پوشش جنگلی بر آب و خاک و همچنین تعیین نقش ویژگیهای ژئومورفولوژیک در کیفیت آب رودخانهها بود. این پژوهشگر با تشریح روش تحقیق اظهار کرد: برای انجام این مطالعه، مجموعهای از دادهها شامل نقشههای توپوگرافی و زمینشناسی، تصاویر ماهوارهای مربوط به یک دوره 30 ساله و همچنین دادههای مربوط به حجم و کیفیت آب رودخانهها در یک دوره 10 ساله مورد استفاده قرار گرفت. سپس با بهرهگیری از روشهای آماری و نرمافزارهای تخصصی، روابط میان شکل زمین، پوشش جنگلی و ویژگیهای آب در حوضههای مورد مطالعه تحلیل و مدلسازی شد. وی ادامه داد: نتایج بررسی تصاویر ماهوارهای نشان داد از مجموع حدود یک هزار و 993 کیلومترمربع از حوضههای مورد مطالعه در تالش، حدود 90 کیلومترمربع، معادل 4.5 درصد، طی 30 سال گذشته دچار جنگلزدایی شده است. پورفراشزاده افزود: بررسیها نشان داد احتمال وقوع جنگلزدایی در برخی مناطق بیشتر است. این مناطق عمدتاً شامل نواحی کمارتفاع و درهها، زمینهای کمشیب و نسبتاً هموار، بخشهای پاییندست حوضه و مناطق خشکتر و کمرطوبت هستند. شناسایی این مناطق میتواند در اولویتبندی اقدامات حفاظتی و مدیریت منابع طبیعی مورد استفاده قرار گیرد. وی با اشاره به نقش پوشش جنگلی در کنترل جریان آب اظهار کرد: نتایج پژوهش نشان داد هرچه میزان پوشش جنگلی در حوضه بیشتر باشد، جریان سریع آب و رواناب سطحی کاهش پیدا میکند. جنگل با افزایش توان نگهداری و نفوذ آب در خاک، مانند یک اسفنج طبیعی عمل میکند و میتواند شکلگیری جریانهای سریع و وقوع سیلابهای شدید را کاهش دهد. این پژوهشگر ادامه داد: با وجود نقش مهم جنگل در کنترل رواناب، در این مطالعه رابطه مشخص و معناداری میان میزان پوشش جنگلی و مقدار رسوب رودخانهها مشاهده نشد. این موضوع نشان میدهد فرآیند رسوبدهی میتواند تحت تأثیر مجموعهای از عوامل مختلف محیطی و ژئومورفولوژیک قرار داشته باشد. پورفراشزاده با اشاره به ارتباط میان جنگل و کیفیت آب گفت: بررسی دادههای کیفیت آب نشان داد در حوضههایی که پوشش جنگلی بیشتری دارند، میزان مواد محلول در آب، از جمله شاخصهایی مانند TDS و EC، کمتر است. این موضوع بیانگر ارتباط پوشش جنگلی بیشتر با کیفیت بهتر آب است. وی افزود: براساس نتایج مدلسازی، در بیشترین حالت حدود 40 درصد از تغییرات کیفیت آب را میتوان با میزان پوشش جنگلی توضیح داد. این یافته نشان میدهد پوشش جنگلی یکی از عوامل مؤثر بر کیفیت منابع آب سطحی است، هرچند عوامل دیگری نیز در این زمینه نقش دارند. این پژوهشگر با اشاره به نقش ویژگیهای زمین در کیفیت آب اظهار کرد: میان ویژگیهای ژئومورفولوژیک و کیفیت آب نیز روابط قابلتوجهی مشاهده شد. در برخی حوضهها که دارای وسعت بیشتر، ارتفاع بالاتر، شیب کمتر و زمینهای هموارتر، رودخانههای طولانیتر و شبکه زهکشی متراکمتر بودند، کیفیت آب نامطلوبتری مشاهده شد. وی ادامه داد: نتایج مدلسازی نشان داد در برخی مدلها، ویژگیهای ژئومورفولوژیک توانستند تا حدود 98 درصد از تغییرات کیفیت آب را توضیح دهند. این نتیجه بیانگر اهمیت بسیار زیاد ویژگیهای شکل زمین در تعیین شرایط کیفی منابع آب در حوضههای رودخانهای است. پورفراشزاده افزود: یافتههای این پژوهش نشان میدهد زمین، پوشش گیاهی و آب سه جزء بههمپیوسته از یک سامانه طبیعی هستند و تغییر در هر یک از آنها میتواند بر عملکرد دو جزء دیگر اثر بگذارد. جنگلها علاوه بر نقش مهم در کنترل رواناب و کاهش خطر سیلاب، در حفظ کیفیت آب و پایداری اکوسیستم نیز مؤثر هستند و ویژگیهای زمین نیز میتواند نقش تعیینکنندهای در کیفیت منابع آب داشته باشد. وی با اشاره به اهمیت نتایج برای مدیریت محیطزیست گفت: دخالتهای انسانی میتوانند تعادل این روابط را برهم زنند. ازاینرو، شناسایی مناطق حساس که در آنها احتمال جنگلزدایی، کاهش کیفیت آب یا افزایش دبی و رسوب رودخانه وجود دارد، اهمیت زیادی دارد. این پژوهشگر خاطرنشان کرد: مناطق شناساییشده بهعنوان نقاط حساس باید در برنامههای مدیریت منابع طبیعی و محیطزیست مورد توجه ویژه قرار گیرند. حفاظت از پوشش جنگلی، مدیریت صحیح کاربری زمین و پرهیز از ساختوساز و بهرهبرداری بیرویه در این مناطق میتواند به حفظ عملکرد طبیعی حوضههای آبخیز کمک کند. وی در پایان اظهار کرد: نتایج این پژوهش همچنین نشان داد حوضههای کوچکتر میتوانند رفتار طبیعی روابط میان پوشش گیاهی، زمین و فرآیندهای رودخانهای را بهتر نمایان کنند و از این نظر، مکانهای مناسبی برای مطالعات آینده درباره ارتباط پوشش گیاهی و فرآیندهای رسوبدهی به شمار میروند. یافتههای این تحقیق میتواند مبنایی برای شناسایی مناطق حساس و تدوین برنامههای دقیقتر حفاظت از جنگلهای هیرکانی و مدیریت پایدار منابع آب در حوضههای رودخانهای تالش باشد. |