| همزمان با جهش قیمت نفت به 117 دلار در هر بشکه، دونالد ترامپ باردیگرمدعی شد: «نفت ما ازتنگه هرمزعبورمیکند واین آبراه تحت کنترل ماست.» اما تحولات منطقه ای پیام کاملاً متفاوتی مخابره می کند: اهرم ایران بر مهمترین گلوگاه انرژی جهان نهتنها ازکار نیفتاده، بلکه هزینههای تداوم جنگ را هر روزسنگینتر از قبل به پای اقتصاد آمریکا مینویسد. واشنگتن در واکنش به این وضعیت، دست به دامن تصمیم اضطراری آزادسازی ذخایراستراتژیک شد؛ تصمیمی که درآستانه انتخابات میان دورهای و درشرایطی که تورم به 3.7 درصد رسیده وگلوی خانوارآمریکایی را میفشارد، نشان ازفشارسنگین برکاخ سفید دارد. روایت باز ماندن هرمز و مرزهای روانی قیمت در هفتههای گذشته، ماشین رسانهای غرب و فرماندهان سنتکام تلاش بیوقفهای به کاربستند تا به بازارها القا کنندکنترل ایران برتنگه هرمز رو به افول است. اوایل مهرماه، دادههای ردیابی کپلرحاکی ازآن بود که صادرات روزانه نفت منطقه به سطح پیش ازجنگ (بیش از 16.5 میلیون بشکه) بازگشته است. گزارش هفته قبل یورونیوز نیزمدعی شد میانگین جریان نفت خاورمیانه درهفته منتهی به 26 مهر به 24 میلیون بشکه درروزرسیده وحتی رکوردپیش ازجنگ راشکسته است. وال استریت ژورنال ازسازوکاراسکورت آمریکایی نوشت وژنرالهای سنتکام از اسکورت 400 شناور و انتقال 100 میلیون بشکه نفت طی یک هفته سخن به میان آوردند. یک هدف از این اعلان های رسانه ای روشن بود: تثبیت روانی قیمتها زیر سدهای 100 و 110 دلاری و ارسال این سیگنال که «تنگه هرمزدیگراهرم فشارتهران نیست». با این حال، حتی تحلیلگران غربی نیز ناچارشدند اعتراف کنند که این عبور پرهزینه، ریسکفاکتورعبورازهرمز را به اوج رسانده ودیر یا زود هزینه بیمه و تدابیر نظامی، خود را در قیمت بنزین جایگاهها نشان خواهد داد. پاتک ابوظبی؛ خنثیسازی راهبرد از درون درمیانه این تقابل، امارات متحده عربی کوشید درزمین بازی نقشی کلیدی ایفا کند. شرکت ملی نفت ابوظبی (ادنوک) با راهاندازی شبکهای ازشناورهای کوچک و محمولههای خرد، مدلی طراحی کرد که حتی درصورت اصابت وتوقف چند فروند، جریان صادرات متوقف نشود وکشتیهای آسیبدیده بهسرعت و با هزینه اندک جایگزین شوند. مجید شاکری، اقتصاددان، درتحلیل این تحرک به «همشهری» میگوید کارکرد اصلی این طرح صرفاً انتقال چند بشکه نفت بیشتر نبود، بلکه امارات میخواست این پیام راهبردی را به جهان مخابره کند که «میتوان کنترل ایران بر هرمز را عملاً بیاثرکرد». ابوظبی با برعهده گرفتن ریسک حملونقل وپایین آوردن ابعاد ضربات، سعی کرد تقاضای جهانی برای نفت خلیج فارس را حفظ کند و پرونده تقابل نظامی را از سطح کلان به برخورد با شناورهای سبک تقلیل دهد. اقدامی که پاسخ متقابل ایران را درنهایت به سمت هدفگیریِ ریشه این سازوکار هدایت کرد. 117 دلار؛ شکاف در دیوار روایتها بازار نفت را نمی توان با بیانیههای سیاسی واشنگتن، اسکورت نظامی نفت از تنگه هرمز و یا حتی جریانهای آماری مشکوک (نظیر شبهات تحریف دادههای کپلر تحت نفوذ آمریکا) اداره کرد. عبور بهای برنت از 108 دلار درروز سهشنبه و مهم ترازآن شلیک قیمت به بالای 117 دلار در روز گذشته، شوک سنگینی به ادعاهای آمریکا وارد کرد. عمق بحران زمانی آشکار شد که وزارت انرژی آمریکا باردیگر به صدورمجوز برداشت اضطراری (400 هزاربشکهای) ازذخایراستراتژیک روی آورد.برای کشوری که ذخایرراهبردیاش پیشترتامرزکف ایمن مصرف شده بود، دست اندازی مجدد به این ذخایر، نشانه بارز رسیدن کارد بحران عرضه به استخوان اقتصاد است. پاسخ تهران؛ خاموشی در شبکه ناوبری متخلفان ریشه واقعی جهش اخیر قیمتها را باید درتغییرتاکتیک دقیق ایران درمیدان جستوجوکرد. تهران به جای ورود به بازی فرسایشیِ شکار نفتکشهای خرد امارات، مستقیماً زیرساخت هدایت آنها را هدف گرفت. به گفته منابع نزدیک به نیروی دریایی سپاه، با انهدام سامانههای کمکناوبری که درخدمت این شناورها بودند و اصابت به چند فروند نفتکش متخلف، تردد شناورهای غیرمجاز درهرمز به شدت مختل وتقریباً قطع شد. هشدارصریح ایران مبنی بربرخوردکوبندهتربا سامانههای فنی، پیام نهایی را به شرکتهای کشتیرانی منتقل کرد: «مسیر جایگزین امارات منهدم شده است.» بدین ترتیب، با توقف این ترددها، پرده از ادعای امنیت تنگه برافتاد و این اقدام- درکنار تشدید حملات به زیرساخت های انرژی در جنگ اوکراین و نیزحملات یمن به تاسیسات نفتی عربستان -شوک واقعی از ناحیه عرضه را به بازارهای جهانی تحمیل کرده است. مسابقه تابآوری و انتقال ترکشها به اقتصاد آمریکا اما این تنش نفتی، درمحاسبات کلان چه پیامدی برای واشنگتن دارد؟ مجید شاکری این تقابل را به «مسابقه تابآوری» تشبیه میکند؛ جنگی که سرنوشت آن درمیدان نظامی رقم نمیخورد، بلکه حاصل انباشت فشارهای اقتصادی و به زانو درآمدن یکی ازطرفین خواهد بود، دقیقاً شبیه به آنچه دربحران سوئز با سقوط پوند و اوراق قرضه بریتانیا رخ داد. به گفته او، حتی نیاز نیست نفت به ارقام نجومی 150 دلار برسد؛ ماندگاری نفت بالای 100 دلار و حفظ انتظارات تورمی، قدرت فرسایش اقتصاد آمریکا را دارد. نفت گران، از یکسو بازده اوراق 10 ساله خزانهداری آمریکا را به رکورد 5.3 درصد رسانده که معنای آن جهش شدید هزینه استقراض دولت واشنگتن است، و از سوی دیگر به موتور محرک تورم بدل شده است. دادههای تازه وزارت کارآمریکا این هشداررا تأیید میکند: نرخ تورم سالانه آمریکا درسپتامبر به 3.7 درصد جهش کرد که سهم عمده آن ناشی از پرش 9.1 درصدی بهای بنزین بود. این شوک انرژی تنها به باک خودروها محدود نمانده، بلکه موج گرانی را به بخش مسکن، بلیت هواپیما، خودرو و حتی خدمات درمانی کشانده است؛ آن هم در حالی که رشد دستمزدها از مرز 3 درصد فراتر نرفته است. بر اساس آمارهای سامانه CME، احتمال افزایش دوباره نرخ بهره توسط فدرالرزرو از 22 به 49 درصد رسیده است؛ کابوسی تمامعیار برای کاخ سفید در آستانه ورود رأیدهندگان به پای صندوقهای رأی. قیمت نفت هنوز شعله ور است قیمت 117 دلاری فقط یک عدد روی تابلوی معاملات نیست؛ ترجمه بازار است به این عبارت که روایت واشنگتن از هرمز با واقعیت میدان نمیخواند. ایران تا اینجا نشان داده با کنترل دامنه آتش، میتواند زیرساخت های جایگزین برای دورزدن نظارت ایران بر هرمز را از کار بیندازد و هزینه عبور نفت را بالا نگه دارد؛ و آمریکا نشان داده ابزار مهار آن، آزادسازی ذخایر اضطراری و نهایتاً پذیرش تورم 3.7 درصدی است. در این ماراتن فرسایشی، فعلاً ساعت و بازار نفت به سود تهران کار میکنند. |