| تنها چند ساعت پیش از تصمیم تاریخی فدرالرزرو آمریکا برای افزایش نرخ بهره، محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، در حساب کاربری خود در ایکس نسخهای بازنویسیشده از «قاعده تیلور» — فرمول کلاسیک تعیین نرخ بهره بانکهای مرکزی — منتشر کرد و آن را «قاعده تیلور گلوگاهها» (Straits Taylor Rule) نامید. توییت قالیباف خیلی سریع به سوژهای برای رسانههای بینالمللی تبدیل شد؛ پیامی که این بار نه با ادبیات نظامی، بلکه با زبان اقتصاد کلان و بازنویسی «قاعده تیلور» تلاش کرد نسبت میان سیاست پولی آمریکا و تحولات بازار انرژی را به چالش بکشد. توییت «قاعده تیلور گلوگاهها» را میتوان نقطه اوج یک استراتژی دیپلماتیک مبتنی بر «جنگ روایتها» دانست که در آن، یک مقام ایرانی با تسلط بر زبان تخصصی اقتصاد کلان و درک عمیق از فرهنگ اینترنت، پیامی را منتشر میکند که نه تنها در محافل تخصصی مالی غرب بازتاب مییابد، بلکه به دستور کار رسانههای بزرگی چون الجزیره و والاستریت ژورنال راه مییابد. در این جنگ، ابزار قالیباف نه موشک بود و نه پهپاد، بلکه یک معادله ریاضی با دو متغیر اضافه و توانایی پیشبینی دقیق زمانبندی انتشار آن، تنها چند ساعت پیش از تصمیم فدرالرزرو بود. الجزیره این توییت را اینگونه تحلیل کرده است: «تهران موشک غیرمنتظره دیگری را در جنگ خود علیه ایالات متحده به کار گرفت — یک توییت حاوی یک معادله ریاضی.» همزمانی معنادار توییت با تصمیم فدرال رزرو بازتاب این پیام از آنجا اهمیت پیدا کرد که تنها چند ساعت بعد، فدرال رزرو آمریکا نرخ بهره سیاستی خود را 25 واحد پایه افزایش داد و محدوده هدف نرخ وجوه فدرال را به 3.75 تا 4 درصد رساند. این افزایش، نخستین افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در سه سال گذشته بود و همزمانی آن با پیام قالیباف، زمینه را برای بازتاب گستردهتر این توییت در رسانههای اقتصادی و سیاسی جهان فراهم کرد. الجزیره در گزارشی با عنوان «موشک ریاضی قالیباف به ترامپ رمزگشایی شد؛ آیا ایران نرخ بهره آمریکا را تعیین میکند؟» به سراغ معنای اقتصادی این پیام رفت و توضیح داد که قالیباف با استفاده از نسخهای تغییر یافته از قاعده تیلور، تلاش کرده است نشان دهد سیاست پولی بهتنهایی نمیتواند با یک شوک ناشی از اختلال در عرضه انرژی مقابله کند. قاعده تیلور در اقتصاد، چارچوبی برای بررسی سطح مناسب نرخ بهره بر اساس متغیرهایی مانند تورم و وضعیت فعالیت اقتصادی است؛ اما یک دستورالعمل الزامآور برای فدرال رزرو محسوب نمیشود و سیاستگذاران آمریکایی هنگام تصمیمگیری، مجموعهای از شاخصها و شرایط اقتصادی را مورد توجه قرار میدهند. هرمز چگونه وارد معادله تورم آمریکا شد؟ نکته مهم در پیام قالیباف این است که او متغیری را وارد این معادله کرده که در نسخه کلاسیک قاعده تیلور وجود ندارد؛ یعنی ریسک ناشی از گلوگاههای دریایی انتقال انرژی. در صورتبندی منتشرشده از سوی رییس مجلس، تنگه هرمز و بابالمندب به متغیرهایی تبدیل شدهاند که میتوانند از مسیر قیمت نفت و هزینه انتقال انرژی، بر تورم اثر بگذارند. به این ترتیب، استدلال مطرحشده این است که اگر منشأ فشار تورمی، کاهش عرضه یا افزایش هزینه انتقال انرژی باشد، افزایش نرخ بهره نمیتواند بهطور مستقیم نفت بیشتری تولید کند یا مسیر انتقال نفت را باز کند. ردپای انرژی در تصمیم فدرال رزرو گزارشهای اقتصادی نیز نشان میدهند که تحولات انرژی در تصمیمگیری پولی آمریکا بیارتباط با فضای تورمی نیست. رویترز در گزارش خود درباره تصمیم اخیر فدرال رزرو، به افزایش فشارهای تورمی و نقش تحولات انرژی در شرایط اقتصادی آمریکا اشاره کرده است. آسوشیتدپرس نیز در بررسی تصمیم فدرال رزرو، افزایش قیمت سوخت ناشی از درگیریهای منطقهای را در کنار عواملی مانند قدرت مصرفکنندگان و سرمایهگذاری شرکتها از جمله متغیرهای اثرگذار بر شرایط اقتصادی آمریکا دانسته است. کریس بوشامپ، تحلیلگر ارشد بازار در IG Group، در گفتوگو با الجزیره، پیام قالیباف را نمونهای از استفاده ایران از زبان بازار و اقتصاد برای انتقال پیام سیاسی درباره هزینههای جنگ توصیف کرده است. از نگاه نگار مرتضوی، پژوهشگر ارشد Center for International Policy، نیز نکته اصلی پیام قالیباف نه ارائه یک فرمول واقعی برای تعیین نرخ بهره، بلکه نشان دادن اهرم ژئوپلیتیکی ایران در بازار انرژی است؛ به این معنا که رییس مجلس تلاش کرده است با استفاده از زبان فدرال رزرو، هزینههای اقتصادی جنگ و نقش امنیت مسیرهای دریایی در آن را برای مخاطب آمریکایی قابل درک کند. ایران؛ متغیری بیرون از فرمول، اما اثرگذار بر بازار انرژی «بیزنس اینسایدر» نیز در گزارشی درباره این پیام، بر همین جنبه اقتصادی تمرکز کرده و نوشته است که قالیباف با استفاده طنزآمیز از قاعده تیلور، ناتوانی سیاست پولی در کنترل مستقیم قیمت نفت ناشی از اختلال در عرضه انرژی را برجسته کرده است. «مارکتواچ» نیز پیام رییس مجلس ایران را در چارچوب فشارهای تورمی ناشی از افزایش قیمت انرژی و محدودیت ابزارهای پولی در برابر اختلالات فیزیکی در زنجیره عرضه انرژی بررسی کرده است. مسئله اصلی این است که یک شوک ژئوپلیتیکی در بازار انرژی تا چه اندازه میتواند متغیرهایی را تغییر دهد که فدرال رزرو بر اساس آنها تصمیم میگیرد. اگر اختلال در عرضه انرژی باعث افزایش قیمت نفت شود، افزایش قیمت انرژی میتواند به هزینه حملونقل و قیمت کالاها منتقل شود و در صورت تداوم، فشار تورمی ایجاد کند. در چنین شرایطی فدرال رزرو ممکن است برای مهار آثار تورمی، شرایط پولی را تغییر دهد. وقتی هرمز، سیاست پولی آمریکا را به چالش میکشد همزمانی توییت قالیباف با افزایش نرخ بهره فدرال رزرو، به پیام او بُعد رسانهای ویژهای بخشید. رییس مجلس در واقع یک پرسش اقتصادی را در دل یک پیام سیاسی مطرح کرده است: اگر منشأ بخشی از فشار تورمی، اختلال در عرضه انرژی و امنیت مسیرهای انتقال نفت باشد، آیا ابزار متعارف سیاست پولی میتواند بهتنهایی با آن مقابله کند؟ رسانههای خارجی نیز عمدتاً همین بخش از پیام را مورد توجه قرار دادهاند؛ یعنی فاصله میان قدرت بانک مرکزی برای مدیریت تقاضا و محدودیت آن در برابر یک شوک فیزیکی در سمت عرضه. از «آمریکا را گرسنه کنید» تا «موشک ریاضی» این رویکرد پیش از این نیز در پیامهای اقتصادی قالیباف دیده شده بود. الجزیره یادآوری کرده است که رییس مجلس ایران در ماههای اخیر تلاش کرده است بخشی از پیامهای مربوط به جنگ را از زبان بازار، قیمت انرژی، تورم و هزینه زندگی برای مخاطب آمریکایی بیان کند؛ از جمله انتشار عبارت «آمریکا را دوباره گرسنه کنید» که کنایهای به شعار انتخاباتی دونالد ترامپ بود. در این چارچوب، «موشک ریاضی» نیز ادامه همان تلاش برای انتقال پیام سیاسی از مسیر ادبیات اقتصادی تلقی شده است. |